نظری بر نقش گروههای اسلامگرا در سومالی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان
2 کارشناس ارشد علوم سیاسی
doi
10.22070/iws.2012.61چکیده
کشور سومالی پس از پشتسرگذاشتن دوره استعماری بریتانیا و ایتالیا به دورهای از دیکتاتوری نظامی با الگوپذیری از شوروی، وارد شد. در دوره جنگ سرد هم به دلیل موقعیت استراتژیکی خود به محلی برای رقابت شوروی و آمریکا تبدیلشد. پس از فروپاشی شوروی و دیکتاتوری نظامی در سومالی (1991)، این کشور به دلیل ساختار سنتی قبیلهای، به صحنه جنگ داخلی میان قبایل برای تصاحب قدرت سیاسی مبدلشد. سازمان ملل متحد، تلاشهای زیادی برای تشکیل دولت ملی و مرکزی در این کشور انجامداده اما موفقیت چندانی به دنبال نداشته است. در جنگ و هرج و مرج داخلی سومالی در کنار اختلافهای قبیلهای، نقش گروههای اسلامی بنیادگرا نیز به چشم میخورد. فعالیت این گروهها به ویژه پس از فروپاشی دیکتاتوری زیادباره گسترشیافته و از این زمان به بعد، گروههای اسلامگرا نقشی عمده در تحولهای داخلی و روابط خارجی سومالی داشتهاند. در سالهای اخیر، فعالیت دزدان دریایی سومالی در خلیج عدن و تأثیر هرج و مرج و اختلافهای داخلی این کشور بر ظهور و گسترش این پدیده، توجه بینالمللی و منطقهای را به خود جلبکرده، لزوم برقراری نظم و ثبات در این کشور و به تبع آن، منطقه استراتژیکی شاخ آفریقا، خلیج عدن و تنگه بابالمندب را بیشتر نمایانساختهاست. هدف از نگارش مقالة حاضر، تبیین علل تکوین گروههای بنیادگرای اسلامی در سومالی، ارتباط این گروهها با القاعده و دزدان دریایی و چشمانداز شکلگیری دولت مرکزی اسلامی در این کشور است.