خاص‌گرایی فرهنگی و بازتولید هویت‌های دینی: با تأکید بر جنبش بیداری اسلامی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه تهران ،

2 کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22070/iws.2012.62
چکیده

جهانی­شدن، فرایندی چندبُعدی است که یکی از ابعاد اصلی آن، بُعد فرهنگی است. گرچه جهانی­شدن غالباً به معنی یکسان‏سازی فرهنگی در جهان تلقی می­شود، اما در کنار این مسئله نباید از بازتولید هویت ‌و فرهنگ اسلامی چشم‏پوشی­کرد. برخلاف دیدگاه رایج که جهانی­شدن را موجب عام‏گرایی و یکسان­سازی فرهنگی می‏داند، شواهد نشان­می­دهند، پیشرفت در فناوری ارتباطات و گسترش خودآگاهی­های هویتی، موجب تسهیل در بازتولید هویت­های فرهنگی مختلف شده­است. بر همین اساس، این مقاله پس از نگاهی مختصر به پدیده جهانی­شدن و بیان برخی ویژگی‌های آن سعی­دارد تا با دسته‌بندی دو دیدگاه عمده در زمینه جهانی­شدن فرهنگ، برخی ابهام­ها را بزداید؛ در دیدگاه اوّل، به جهانی­شدن فرهنگ به معنای هژمونی فرهنگ غربی (امپریالیسم فرهنگی) یا حاکمیت فرهنگ آنگلو- آمریکایی و نقد آن پرداخته­خواهد­شد و در دیدگاه دوم، به جهانی­شدن فرهنگ و به موازات آن، بازتولید هویت اسلامی در چارچوب نظریه خاص‏گرایی فرهنگی پرداخته­می‏شود. نوشتار حاضر، پس از بررسی هریک از این دو نگرش‌، نتیجه­می‌گیرد که دیدگاه دوّم به­رغم بهره­مندی از برخی ایرادها توانسته است درکی بهتر از پویش و بازتولید بیداری اسلامی را درخصوص فرایندهای ناشی از جهانی­شدن فرهنگ ارائه­دهد.