تحلیل تطبیقی داستان کشته‌‌‌شدن افراسیاب در شاهنامۀ فردوسی و متون اوستایی، پهلوی، و نگاره‌‌‌ها برپایۀ نظریه ترامتنیت

نویسندگان

1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری تئاتر، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/nf.2024.211741
چکیده

نظریۀ ترامتنیت ژرار ژنت یکی از دیدگاه‌‌‌های مهم در زمینۀ بینامتنیت است که به بررسی رابطۀ پیش‌‌‌متن (متن مرجع) با بیش‌‌‌متن (متن جدیدی که از متن پیشین مشتق شده است) می‌پردازد. در تاریخ ادبیات فارسی، شاهنامۀ فردوسی یکی از مهم‌‌‌ترین متن‌‌‌هایی‌‌ ا‌ست که بحث ترامتنیت دربارۀ آن مطرح شده است. شاهنامه هم ارتباط بینامتنی فراوانی با متون پیش از خود، به‌‌‌ویژه متن‌‌‌های اوستایی و پهلوی، دارد و هم نقش پیش‌‌‌متن را برای دیگر متن‌‌‌ها، از جمله متن‌‌‌های تصویری مانند نگاره‌‌‌ها، بازی کرده است. در این مقاله، به بحث ترامتنیت در داستانِ کشته‌‌‌شدن افراسیاب در شاهنامه پرداخته شده و این پرسش‌ها مطرح شده‌اند: عناصر اصلی داستان مرگ افراسیاب در شاهنامه چیست و روایت شاهنامه با دیگر متن‌‌‌ها دربارۀ این داستان چه شباهت‌‌‌ها و تفاوت‌‌‌هایی دارد و از این متون چگونه به‌‌‌عنوانِ پیش‌‌‌متن در شاهنامه استفاده شده‌ است و، از سوی دیگر، نگاره‌هایی با موضوعِ داستان کشته‌‌‌شدن افراسیاب تا چه حد از شاهنامه برگرفته شده‌اند؟ براساس نتایج می‌توان گفت که، از یک‌‌‌سو، متن‌های باستانی ایرانی، به‌‌‌عنوانِ پیش‌‌‌متن، نقش مهمی در خلق شاهنامه داشته‌‌‌اند و، از سوی دیگر، خودِ شاهنامه نیز، به‌‌‌عنوانِ پیش‌‌‌متن، تأثیر مهمی بر آفرینش انواع نگاره‌ها داشته است.