اثر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای بر تعادل پویا پس از وهله‌های تکراری تست وینگیت

نویسندگان

1 گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

3 تیم تحقیقاتی علوم اعصاب در حرکات انسان، گروه تربیت بدنی، دانشگاه فدرال ریو گرانده دو نورته، ناتال، برزیل

4 گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

5 گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

6 گروه فرهنگ، ورزش، جامعه و سلامت، دانشگاه بورگونی فرانش-کنته، بیزانسون، فرانسه

doi
10.22034/spmi.2024.417030.2523
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تحریک آنودال جریان مستقیم فراجمجمه‌ای بر تعادل پویای مردان فعال پس از سه وهله اجرای تست وینگیت پایین‌تنه بود. 15 مرد سالم و فعال به‌صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودند. در سه مرحله حضور در آزمایشگاه، آزمودنی‌ها به‌صورت موازنۀ متقابل یکی از سه نوع تحریک مغزی شامل 1) تحریک آنودال M1، 2) تحریک آنودال DLPFC، و 3) تحریک شم را دریافت نمودند. در هر جلسه و قبل از اعمال تحریک مغزی تعادل پویای هر دوپا اندازه‌گیری شد. پس از اعمال تحریک مغزی، آزمودنی‌ها سه وهله تست وینگیت 30 ثانیه‌ای پایین تنه را انجام دادند. پس از اجرای وهله سوم، تعادل پویا مجدداً در هر دوپا اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که پس از اجرای سه وهله تست وینگیت پایین تنه در شرایط تحریک ناحیه M1 و DLPFC، امتیاز آزمون تعادل پویای پای راست به شکل معنی‌داری بیشتر از حالت تحریک شم بود (به ترتیب، 04/0 =p، 027/0 =p). همچنین، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که امتیاز تعادل پویای پای چپ نیز پس از اجرای سه وهله تست وینگیت به شکل معنی‌داری کاهش یافته بود (036/0 =p) اما بین سه شرایط در پس آزمون تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر می‌توان نتیجه گرفت که تحریک آنودال نواحی M1 و DLPFC می‌تواند به عنوان یک استراتژی جهت کاهش آثار زیان‌بار ناشی از خستگی بر تعادل پویا مورد استفاده قرار گیرد. انجام مطالعات بیشتر برای شناخت مکانیسم‌های درگیر در این نتایج ضروری است.