پارادایم مقاومت و بیداری اسلامی در پرتو تحولات شمال آفریقا و خاورمیانه

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران

2 دانشجوی دکترای دانشگاه یاسوج

doi
10.22070/iws.2012.27
چکیده

منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در یکی دو سال گذشته عرصه تحولات سیاسی و اجتماعی قابل‌توجهی شده‌است که پایه‌های ساختار سیاسی و فضای فرهنگی، آنها را به شدت دگرگون‌کرده‌است. عنوان بیداری اسلامی کلیدواژه مناسبی برای این دگرگونی بوده‌است. در همین راستا مفروضه نگارندگان مقاله آن است که از منظر گفتمان انقلاب اسلامی سال 1357 شمسی، زمینه‌های فکری جنبش بیداری اسلامی در پیوندهای معنایی با انقلاب اسلامی ایران معناپیدامی‌کند. انقلاب اسلامی مهم‌ترین حلقه از حلقات جنبش‌های اسلامی معاصر و به مثابه پارادایمی جدید در چالش با نظام بین‌الملل از آغاز دهه هشتاد سده بیستم مطرح ‌شده‌است. ازاین‌رو، در نوشتار حاضر نویسندگان نشان‌خواهندداد که چگونه و تحت چه شرایطی هم‌زمان با وقوع انقلاب اسلامی در عرصه عمل، دو مؤلفه مهم دیگر در عرصه نظریه‌پردازی به شکل‌گیری پارادایم مقاومت مدد رساندند. یکی از این دو انتشار کتاب اثرگذار و سرنوشت‌ساز «شرق‌شناسی» (1979) ادوارد سعید به‌طور تقریبی هم‌زمان با انقلاب اسلامی و دیگری در عرصه نظریه انتقادی کتاب دوران‌ساز «موقعیت پست مدرن» (1979) از فیلسوف معروف فرانسوی ژان فرانسوا لیوتار بود. مقاله حاضر در دو بخش به تشریح فرضیه خود می‌پردازد. در بخش نخست چگونگی شکل‌گیری پارادایم مقاومت بررسی می‌شود و در بخش دوم ضمن اشاره به پیوندهای پارادایم مذکور، نوع اثرگذاری آن بر تحولات اخیر نشان‌داده‌خواهدشد. چارچوب نظری مقاله پارادایم کوهن بوده و روش آن توصیفی- تحلیلی است