ادعای مهدویت سیدمحمد کلاردشتی در دورۀ ناصرالدین‌شاه (1309ق/1891م)؛ پیامدهای اجتماعی آن و فرجام مدعی

نویسندگان

1 دانشیار تاریخ دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه اصفهان

3 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jhss.2020.274907.473076
چکیده

اندیشۀ مهدویت یا ظهور موعود تاکنون یکی از مسائل مهم و اساسی در ایران دورۀ اسلامی بوده ‌است؛ اما این مسئله طی تاریخ دچار آسیب‌های فراوانی، ازجمله ظهور مدعیان دروغین شده و جامعۀ اسلامی را با مشکلاتی روبه‌رو ساخته است. این موضوع حتی تا دورۀ معاصر نیز تداوم داشته؛ چنان‌که در دورۀ قاجار نیز نمونه­هایی از آن گزارش شده است. سیدمحمد کلاردشتی یکی از این مهدیان دروغین بود که در سال 1309ق/ 1892م، ادعای خود را در منطقۀ کلاردشت، علنی و گروهی از مردم را با خود همراه ساخت. اینکه زمینه‌های پیدایش و ادعای مهدویت او در این منطقه چه بود؟ حکومت وقت برای مقابله با او دست به چه اقداماتی زد و فرجام این شخص و حرکت او چه شد؟ مهم‌ترین سوالاتی است که در این پژوهش به آ‌نها پرداخته می‌شود. چنین به نظر می‌رسد که زمینه‌های پیدایش این مدعی مهدویت، شکاف میان افراد ایل خواجه‌وند با یکدیگر و با اهالی کلاردشت و حتی با دولت بود. اگر چه این شورش سرکوب و سیدمحمد کلاردشتی دستگیر و زندانی شد، اما پس از مدتی از زندان آزاد و برای او مقرری تعیین شد. این پژوهش بر آن است تا به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملّی جمهوری اسلامی ایران و منابع کتابخانه‌ای، این موضوع را بررسی و تحلیل کند.