مشروعیت‏‏‌‏‌‏بخشی به شاهان عثمانی در شاهنامه‏‏‌‏‌‏های تاریخی (بر اساس منظومۀ تاریخ سلطان سلیمان)

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی ـ گرایش حماسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ـ ایران

2 استاد گروه زبا ن و ادبیّات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد.

doi
10.22034/nf.2024.208164
چکیده

یکی از اهداف سرایش شاهنامه‏‏‌‏‌‏های تاریخی در عصر عثمانی مشروعیت بخشیدن به خاندان عثمانی و ثبت تصویری مطلوب از فرمانروایی ایشان بوده است. منظومۀ حماسی ‏ـ ‏‏‌‏‌‏تاریخی تاریخ سلطان سلیمان نخستین اثر سید لقمان اورموی، سومین شاهنامه‏چی دربار عثمانی، است. در این مقاله، با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی وندایک، تلاش لقمان برای خلق تصویری ستوده از سلطان سلیمان و خاندان عثمانی و مشروعیت‏‏‌‏‌‏بخشی به ایشان در تاریخ سلطان سلیمان بررسی شده است تا نقش شاهنامه‏‏‌‏‌‏نویسان در تثبیت حکومت عثمانی بهتر آشکار گردد. بنا بر نتایج این بررسی، لقمان از صفات، القاب و تشبیهات بسیار مثبتی در توصیف قطب خودی (شاهان عثمانی، سلطان سلیمان، سپاهیان و سرداران وی) استفاده کرده و بارها کشورگشایی و نبردهای ایشان را به شکلی مبالغه‏‌آمیز وصف کرده است. در مقابل، قطب غیرخودی، یعنی دشمنان عثمانی، با صفات بسیار نکوهیده توصیف شده‏‏‌‏‌‏اند و حتی دلاوری و مقاومت دشمن به حیله‏‏‌‏‌‏گری یا خیره‏‏‌‏‌‏سری آنها نسبت داده شده است. شاعر بیش از همه از گفتمان مذهبی در جهت مشروعیت‏‏‌‏‌‏بخشی به قطب خودی بهره برده و تمام نبردهای سلیمان و سپاهیانش را غزا در راه حق، با هدف تحکیم و نشر اسلام و نابودی کفار، نشان داده است. در مقابل، دشمنان عثمانی با صفات ضدّدینی (مانند کافر و شیطان) وصف شده‌اند و شکستشان نتیجۀ دشمنی با خداوند بیان شده‌ است. لقمان از گفتمان شاهنامه نیز در خلق تصاویر مورد نظر خود بهره برده است. درمجموع، شاعر از انواع ابزارهای زبانی و بلاغی استفاده کرده است تا تصویر دلخواه ممدوحان خود را ترسیم کند و به شاهان عثمانی مشروعیت بخشد.