تحلیلِ سازه‌انگارانه فراز و فرود تاریخی روابط ایران و مصر

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

3 دانش آموخته کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

doi
10.22070/iws.2012.19
چکیده

ایران و مصر به‌عنوان دو کشور محوری جهان اسلام در دو نقطه حساس و استراتژیک قرارگرفته‌اند. مصر و ایران بی‌شک هردو جزئی از پایه‌های تمدن جهان محسوب‌می‌شوند. فرهنگ این دو کشور عاملی تأثیرگذار و برجسته‌بوده و هست، اما روندهای سیاسی همواره به نزدیکی و دوری این کشورها از هم موجب‌شده‌است. آخرین دوری این کشورها از یکدیگر در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۵۸ آغازشد و همچنان ادامه‌دارد. اما حوادث ژانویه ۲۰۱۱ در مصر می‌تواند سرمنشاء آغاز روند نزدیکی دو کشور به هم شود. این تحولات که به برخی تغییرات شکلی و ماهوی در نظام حکومتی مصر منجرشده‌است در سطح منطقه نیز می‌تواند نویدبخش تغییر موازنه‌ها و معادلات قدرت باشد. هدف این مقاله بررسی سیر تاریخی روابط ایران و مصر بر اساس تئوری سازه‌انگاری است که طبق این تئوری به مهم‌ترین متغیرهای داخلی و بین‌المللی این روابط (موضوع فلسطین، موضوعات تاریخی و ماهیت شیعی دولت ایران و نوع روابط با آمریکا) اشاره‌می‌شود. سؤال اصلی این مقاله آن است که بر اساس تئوری سازه‌انگاری روابط تاریخی ایران و مصر چه فراز و فرودهایی درپی‌داشته‌است و چه متغیرهایی در روابط ایران و مصر تأثیرگذار هستند. روش تحقیق با توجه به روند تاریخی موضوع توصیفی- تحلیلی است.