ضرورت تصحیح مجدد تفسیر سورآبادی
نویسندگان
1 استاد گروه زبانشناسی، دانشکدﮤ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدﮤ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدﮤ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/nf.2024.199223چکیده
تفسیر سورآبادی (سورابانی)، معروف به تفسیرالتفاسیر، تفسیری است فشرده و کامل از قرآن مجید به زبان فارسی، اثر ابوبکر عتیق نیشابوری، که درحدود ۴۷۰ تا ۴۸۰ هجری تألیف شدهاست. قصهها، بخشها، نسخهها و سرانجام کل این اثر به صورتهای گوناگون انتشار یافته و صورتِ کاملِ آن در پنج مجلد، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی در سال ۱۳۸۱ به طبع رسیدهاست. در این مقاله کوشیدهایم کاستیها و اشکالات این تصحیح را نشان دهیم و ضرورت تصحیح دوبارﮤ آن را یادآور شویم. در این راستا، افزون بر متن چاپی سیرجانی، از سه نسخۀ قونیه (مورخ ۷۲۳ تا ۷۲۵)، دیوان هند (مورخ ۷۳۰) و لایدن (مورخ ۷۶۹) بهره بردهایم و نشان دادهایم که ناشناخته بودن نسخه یا نسخههای اساس، معرفی نشدن نسخهها و ویژگیهای آنها، نامعلوم بودن شیوﮤ تصحیح و انتقادی نبودن آن، ناقص ماندن بخش نسخهبدلها، بیتوجهی به تحولات آوایی و ضبط واژههای مشکول، افتادگیها و بدخوانیها و برخی لغزشها در تصحیح واژههای کمکاربرد مهمترین اشکالاتِ این چاپ بودهاست. این ایرادات بهحدی است که معنی و مفهوم برخی واژهها دگرگون شده و با آنچه مؤلف درصدد بیان آن بوده اختلاف پیدا کردهاست.