ایران به مثابة «دیگری» در هویّت ملی عراق

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhss.2019.254909.472959
چکیده

عراق با وجود ریشه‌های تمدنی کهن، کشوری نوپاست که در ابتدای دهة سوم قرن بیستم تأسیس شد. شکل‌گیری هویّت ملی در عراق از ابتدای تأسیس تاکنون با مشکلات و چالش‌های فراوانی روبه­رو بوده است؛ یکی از این مشکلات، قرائت قومی از هویّت ملی عراق است که در اکثر قریب­به­اتفاق سال‌های تأسیس این واحد سیاسی تا سقوط نظام صدام در آوریل 2003م، بر آن سایه افکنده و پس از سقوط نظام صدام به­گونه ای دیگر بر هویّت ملی عراق تأثیرگذار بوده و هست. این قرائت قومی از هویّت ملی عراق از نظر گفتمانی به­شدّت واگرا و دیگری‌ساز است و در کنار «دیگری»­های متعارف در گفتمان عرب‌گرایانه همچون استعمار، امپریالیسم، صهیونیزم و ایران، در زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق به اوج خود رسید و تحت عنوان «دروازة شرقی جهان عرب» ایران را به‌مثابة دیگری برجسته ساخته، بخش بزرگی از ساکنان عراق را با هم­عرض گرفتن شیعه و ایرانی به‌مثابة دیگری طرد می‌کند. گفتمان عرب‌گرایانة واگرا در این دیگری‌سازی خود از ایران، از ابتدای شکل‌گیری عراق تحولاتی را به خود دیده است و با واژگانی همچون «شعوبی»، «عجمی»، «مجوس» و «صفوی»، بخش بزرگی از ساکنان عراق را با قرائت قوم‌گرایانه از هویّت عراقی طرد می‌کند. مسئله ایران در عراق بعد از سقوط صدام صورت جدیدی به خود می گیرد، که با توجه به تحولات هویتی در عراق، همچنان ظرفیت بازگشت به عقب را دارد.