سنخشناسی جنبشهای اجتماعی گیلان در عصر صفویه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jhss.2019.254223.472954چکیده
گیلان در دورة صفویه شاهد جنبشهای اجتماعی بسیاری بوده است. این امر معلول عواملی چون شرایط اقلیمی خاص این ناحیه مانند نزدیکی به دریا و وجود جنگلها و بیشههای انبوه، خاندانهای ریشهدار محلی، تولید گستردة ابریشم، درآمدزایی بالای این ایالت به دلیل تجارت این محصول و رویکرد متمایز دولت صفویه به این منطقه بود. بهخطرافتادن امتیازهای موروثی حکام محلی، افزایش مالیاتها و ستم مالیاتی علیه طبقات مختلف جامعه و سیاست و برنامههای حکومت صفویه دربارة اقتصاد و نحوة ادارة این ایالت، ازجمله خاصهسازی ایالات حاصلخیز، انحصار تجارت ابریشم و استقرار گروههای غیربومی مانند گرجیان، ارامنه و قبایل قزلباش در این ناحیه منجر به اتحاد خاندانهای محلی، طبقات گوناگون شهری و دهقانان گیلان علیه دولت صفویه شد. این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام میگیرد، میکوشد تا با الهام از روش تحلیل طبقاتی اریک اُلینرایت به سنخشناسی جنبشهای اجتماعی گیلان بپردازد و چرایی و چگونگی تحول این جنبشها را تبیین کند. مدعای پژوهش این است که این جنبشها طیفی از جنبشهای خاندانی-شهری، خاندانی-دهقانی و دهقانی را شامل میشود و تغییر مشی کلان اقتصادی و سیاسی دولت صفویه نسبت به این ایالت سودآور، منجر به سرکوب خاندانهای شهری و زمینهساز بروز انواع دیگر این جنبشها و طرح مطالبات جدید شد.