نسبت ارامنه با سیاست‌های توسعه‌طلبی روسیه در قفقاز (از اواخر دولت صفوی تا عهدنامة ترکمانچای)

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhss.2018.251966.472945
چکیده

منطقة قفقاز در تاریخ ایران از دورة باستان از اهمیّت ویژه­ای برخوردار بوده و در عمده تحولات روابط خارجی ایران نقش مهمی داشته است که با جدایی از ایران در 1243 هـ.ق/ 1828م این اهمیّت برای دهه­های آتی همچنان پابرجا ماند؛ گرچه شکل و صورت آن تغییر پیدا کرد. در مقالة حاضر نقش ارامنة قفقاز در موضوع گرایش به روسیه و جدایی از ایران در دورة بعد از صفویه تا عهدنامة ترکمانچای بررسی  و به این پرسش اساسی پاسخ داده می­شود که دیدگاه­های علمی دو سدة گذشته و دوران حاضر که پیوستن به روسیة تزاری را خواست عمومی و حداکثری جامعة ارمنی می­دانند تا چه میزان با واقعیت تاریخی و منابع و اسناد مربوط همخوانی و سازگاری دارد؟ در پژوهش حاضر با بررسی اسناد و متون مربوط نشان داده می­شود که این گرایش یک درخواست حداکثری نبوده و بخش­های مهم و گسترده­ای از کلیسای اصلی و بدنة جامعة ارمنی تمایلی برای پیوستن به روسیه نداشته­اند  و به دلایل مختلف سیاسی از جمله حمایت­های سیاسی دولت­های ایران از مسیحیان به ویژه در زمان تثبیت قدرت مرکزی، بیشتر­ ارامنه خواستار تداوم پیوستگی به جامعة ایرانی بوده­اند.