سرّ اسرار کیمیای رازی: تأملی بر دو مفهوم بنیادین صبغ و اکسیر در سنّت صناعت

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

2 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده غرب‌شناسی و علم‌پژوهی، گروه تاریخ علم

doi
10.22059/jihs.2020.284428.371492
چکیده

کیمیا از عصر مدرن تا امروز، دانشی کهن یا میراثی شبه‌‌علمی، سرشار از راز تلقی شده که ارجمندی آن عمدتاً در رویه‌ها و دستورالعمل‌های بسترساز شیمی نوین است. تردید در اصالت آثار کیمیایی، کاستی و سستی در متن‌پژوهی، و غلبۀ پیش‌داوری در تاریخ‌نگاری، کمتر مجالی برای جُستن اسرار کیمیا از درون آن فراهم کرده است. در این میان، رازی از چند جنبه بخت‌یار و متمایز است: (1) به‌مثابۀ طبیعی‌دانی متقدم و سرسلسلۀ مکتبی در کیمیای جهان اسلام شهرت دارد؛ (2) واقعیت حیات و اصالت برخی از آثار محوری‌اش در این باره مورد تردید نیست؛ (3) برداشت پژوهشگران از این آثار با تلقی امروزی از علم آزمایشگاهی و مبرّا از رازناکیِ شیمی، سازگار بوده، او را نیای شیمی‌دانان و متفاوت از عموم کیمیاگران دانسته‌اند. این جستار، با مروری مقدماتی بر مبانی نظری و سنت مفهومی کیمیا، به‌ویژه دو شاهراه و مقصود عملیاتی آن («صبغ» و «اکسیر»)، به روایت محمدِ زکریا و از درون همۀ آثار در دسترس کیمیایش، با تمرکز بر سرّ الاسرار، پیوند او با سنّت مفهومی را بررسی و تأیید کرده، تمایز و بداعتش را در سنت متنی و فنی انگاشته، پیشنهادهایی نیز ارائه می‌کند.