چارچوب نظری- فلسفی «تحلیل مبتنی بر پرکتیس»؛ یک رویکرد نوین در مطالعات سازمانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه لرستان، فرصت مطالعاتی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استادیار گروه مدیریت دولتی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت دولتی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
4 استاد گروه مدیریت دولتی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
5 استاد گروه مدیریت دولتی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
doi
10.48308/jpap.2025.239148.1447چکیده
هدف: در چارچوبهای متعارف مطالعات رفتار انسانها چه در جامعه و چه در سازمانها، اغلب دوگانه رویکردهای فردگرایانه مبتنی بر عاملیت و رویکردهای اجتماعی مبتنی بر ساختار استقرار یافتهاند. در رویکردهای فردگرا، انسانها به عنوان واحدهای تولید معنا و اراده تصور میشوند و در رویکردهای ساختارگرا، الگوهای معنایی بیناذهنی حاکم بر تعاملات، ساختاری پیشینی برای رفتاهار ایجاد میکند. با این حال، رویکردهای دسته سوم، موسوم به «مطالعات مبتنی بر پرکتیس (برکنشپژوهی)» تلاش کردهاند از این دوگانه فراتر رفته و پیوند این دوگانه را در قالب تغییر- تثبیت و عاملیت- ساختار در رفتار روزمره افراد جستجو کنند. در این معنا، رویکرد مبتنی بر پرکتیس که در تلاشها برای پیوند عاملیت فردی و ساختار اجتماعی حاصل شده است، میتواند شیوهای در مطالعه وجوه مختلف رفتار انسانی، از جمله رفتار سازمانی باشد که از دو رویکرد پیشین (فردی و اجتماعی) متمایز میشود. با این حال و به رغم ارائه نظریات متعدد در حوزه نظری، پایه روششناسی این حوزه چندان شناختهشده نیست و این موضوع میتواند سدی برای بهرهگیری از این رویکردها در مطالعات رشتههای مختلفی نظیر رفتار سازمانی باشد. طراحی/ روششناسی/ رویکرد: در مطالعات حوزه پرکتیس (برکنش)، طیف گستردهای از رویکردهای پژوهشی به کار گرفته میشود. این رویکردها را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: روششناسی عام و خاص. در مرحله عام؛ بعد از مصاحبه از اعضای پنل خبرگان، دادههای حاصل از مصاحبهها تحلیل مضمون میشوند؛ در مرحله نخست، مضامین اصلی و فرعی استخراج میشوند و در مرحله دوم، به مضمونهای فرعی که «به فعالیتها و کنشهای رومزه» اشاره دارد، برچسب پرکتیس زده میشود و به عنوان «واحد تحلیل» انتخاب میشوند؛ در واقع واحد تحلیل ما «پرکتیسها» هستند و پرکتیسها هم به عمل جاری و فعالیتهای روزمره اطلاق میشوند. در این روش برای دستهبندی مضامین اصلی، معمولاً از رویکردها و مدلهای نظریههای پرکتیس مانند «مدل هستیشناسی شاتزکی، مدل پراکسیولوژی بوردیو، مدل بولتانسکی، رکویتز و ...» استفاده میشود. در روششناسی خاص این حوزه روش پرکسیوگرافی معرفی میشود که با تمرکز بر جزئیات و کنشهای روزمره، به تحلیل عمیقتر پرکتیسها میپردازد. یافتههای پژوهش: بهکارگیری چنین رویکردی در زمینه مطالعات سازمانی، دریچهای نو به سوی درک عمیقتر از سازمانها میگشاید. این رویکرد با ارائه فهمی نوین از سازمان، دیدی جدید از مسائل سازمانی را پدیدار میکند. محدودیتها و پیامدها: گرچه نظریههای پرکتیس به فهم متفاوتی از موضوعات و پدیدههای اجتماعی و سازمانی کمک میکنند و دارای پتانسیل قابل توجهی هستند، ولی ادبیات روششناسی این حوزه نوپا و قابل بحث است. پیامدهای عملی: نتایج حاصل از این نوع پژوهشها، نه تنها برای پژوهشگران، بلکه برای مدیران و کارکنان نیز ارزشمند است؛ چرا که با ارائه بینشهای جدید، تصمیمگیریها میتوانند هدفمندتر و مؤثرتر شوند. در کل، این رویکرد به ما کمک میکند تا پدیدههای سازمانی را با دقت و از زاویهای متفاوت تحلیل کنیم و در نهایت، به درک جامعتری از عملکرد سازمانها دست یابیم. ابتکار یا ارزش مقاله: هدف این مقاله، صورتبندی و معرفی مراحل روششناختی پژوهش مبتنی بر پرکتیس است، لذا با شناسایی مسئله پژوهشی و صورتبندی پرسشهای تبیینی آغاز میشود، سپس با ارائه چارچوب مفهومی، به تشریح مبانی نظری، پیشفرضها، مفاهیم کلیدی، خاستگاه و عناصر اصلی نظریههای پرکتیس میپردازد. در گام بعد، روششناسی آن تبیین شده است که بر دو دسته کلی استوار است: روششناسیعام و روششناسی خاص. در بخش پایانی مقاله نیز بهمنظور نشان دادن بُعد کاربردی این رویکرد، مطالعه موردی گان ارائه شده است. در مجموع، مقاله حاضر درصدد است تا یک چارچوب فلسفی ـ روششناختی نوآورانه برای معرفی رویکرد تحلیل مبتنی بر پرکتیس به جامعه علمی فراهم سازد و بدینترتیب خلأ موجود در عرصه روششناسی این حوزه را پوشش دهد. «تحلیل مبتنی بر پرکتیس (مطالعات برکنشپژوهی)» نشان میدهد که واحدهای اساسی برای درک پدیدههای سازمانی، پرکتیسها هستند، نه صرف افراد عامل. به همین دلیل، پرکتیسها در اولویت قرار میگیرند، زیرا تنها زمانی که ما مجموعهای از پرکتیسهای درگیر در یک صحنه عمل را درک کنیم، میتوانیم بپرسیم که چه نوع عملی و «کنشگریای» توسط این شرایط خاص ممکن میشود. لذا برکنشپژوهی، با تمرکز بر سه بعد «مادی، معنایی، و مهارتی» به دنبال فهم متفاوت پدیدههای اجتماعی است. بر همین اساس و به منظور توسعه کاربرد این رویکرد در مطالعات علوم اجتماعی و به ویژه مطالعات سازمانی، در پژوهش حاضر تلاش شده تا ضمن معرفی مفاهیم، پیشفرضها و مبانی نظری، «روششناسی نظریات پرکتیس» از منظر پژوهشگران مختلف مورد مطالعه و واکاوی قرار گیرد و ضمن معرفی یک پژوهش واقعی در دسترس پژوهشگران قرار داده شود. نوع مقاله: مقاله پژوهشی