بررسی ارتباط بین سازوکارهای حاکمیت شرکتی و آزمون مجدد تئوری نمایندگی درکشورهای در حال توسعه(مطالعه موردی؛ ایران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حسابداری،دانشکده اقتصادو حسابداری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
2 استادیار گروه حسابداری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام،ایلام، ایران.
3 دانشیار گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، تهران،ایران
4 استادیار گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی،تهران، ایران
doi
چکیده
نظریه نمایندگی از مهم ترین مباحث مربوط به مبانی تئوریک در ارتباط با نظام حاکمیت شرکتی در ایران است. هدف حاکمیت شرکتی دستیابی به شرکت های مسئولیت پذیر،پاسخگو، مدیران ارزش آفرین و در نهایت کنترل شرکت هاست.سازوکارهای حاکمیت شرکتی موجب کاهش هزینه های نمایندگی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین سازوکارهای حاکمیت شرکتی وآزمون مجدد تئوری نمایندگی در ایران به عنوان نمونه ای از کشورهای در حال توسعه می باشد.پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کیفی بوده و با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد و نمونه گیری هدفمند ازافراد متخصص و صاحب نظر در زمینه حسابداری انجام شده است.داده ها به روش مصاحبه با روش هدایت کلیات و به صورت نیمه ساختاریافته گردآوری شده است.تحلیل آماری داده های پژوهش نشان میدهد که از میان مفروضات تئوری نمایندگی؛ریسکگریزی، نظارت و پاداش در نظام حاکمیت شرکتی ایران دارای ابعاد بازبینی شده هستند.بستههای پاداش و استقلال هیات مدیره ابزار مؤثری برای مدیران مالک در ایران نیستند، بنابراین، سیاستگذاران می بایست تمرکز خود را از مکانیسمهای نقش مدیریت داخلی، پاداش مناسب و همچنین استقلال هیات مدیره تغییر دهند. علاوه براین، مشخص شد که راهکارهای مالی،نظارتی و انگیزشی برای تسکین مشکلات نمایندگی، در نظام حاکمیت شرکتی ایران چندان موثر نیستند.