نظریههای لزوم رعایت حقوق بینالملل بشردوستانه توسط گروههای مسلح غیردولتی در پرتو مخاصمات مسلحانه غیر بینالمللی یمن
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق بین الملل عمومی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانش آموخته دکتری حقوق بین الملل عمومی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/qjpl.2024.70597.2830چکیده
حضور گروه های مسلح غیردولتی در مخاصمات مسلحانه غیربین المللی مبدل به مسئله تهدید کننده صلح و امنیت بینالمللی در چند دهه اخیر شده است. در این راستا اگرچه به طور گسترده پذیرفته شده است که حقوق بین الملل بشردوستانه، گروههای مسلح غیردولتی را ملزم می کند، اما مبنای حقوقی چنین اثر الزامآوری نامشخص است. از اینرو بررسی چالش التزام موجودیت های مذکور به قواعد حقوق بین الملل بشردوستانه بهعنوان یک شاخه از حقوق حاکم بر مخاصمات مسلحانه و ضرورت آن از رهگذر تدقیق در دیدگاه های نظری مطروحه در این زمینه از اهمیت وافری برخوردار است؛ چرا که اثر التزام به مقررات این شاخه از حقوق بین الملل بهعنوان قواعد اولیه، به نوبه خود در تضمین متابعت گروه های مذکور از قواعد حقوق بین الملل بشردوستانه و امکان اعمال قواعد ثانویه که از جنس ضمانت اجرا هستند منعکس می شود. در این مقاله با تکیه بر روش قیاسی نظریه های راجع به التزام گروههای مسلح غیردولتی به قواعد حقوق بین الملل بشردوستانه از رهگذر تدقیق در منابع حقوقی بین المللی موجود در این زمینه و اثر آن بر امکان اعمال قواعد ثانویه با تاکید بر مخاصمات مسلحانه غیربین المللی در یمن مورد بررسی قرار می گیرد تا از جمله به این دستاورد اشاره نمود که صرفنظر از همه مشابهت ها و تفاوت های نظریه های بررسی شده در این خصوص؛ به نظر میرسد نظریه پایبندی گروه مسلح غیردولتی به قوانین بینالمللی به دلیل ایفای برخی عناصر حاکمیتی توسط گروه مسلح غیردولتی، التزام گروههای مذکور را بهتر تبیین می نماید.