کاربرد پرایمینگ بذور عدس به صورت آبی، زیستی و با مواد القا کننده مقاومت در مدیریت بیماری پژمردگی فوزاریومی در شرایط آزمایشگاهی، گلخانه ‎ای و مزرعه ‎ای

نویسندگان

1 گروه گیاه‌پزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز.

2 گروه گیاه‌پزشکی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز.

3 موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مراغه، ایران.

doi
10.22034/arpp.2021.13487
چکیده

چکیده پژمردگی فوزاریومی عدس ناشی از قارچ  Fusarium oxysporum f.sp. lentis از مهم‌ترین بیماری‌های این گیاه در مناطق دیم کشور می‌باشد. در این بررسی، تأثیر پرایمینگ بذور عدس با غلظت‌های مختلف مواد القاکننده مقاومت، پرایمینگ زیستی (با باکتری آنتاگونیست Bacillus methylotrophicus)، پرایمینگ آبی و استفاده از قارچ‌کش رورال‎تی‎اس در القای مقاومت و کاهش شدت بیماری در شرایط آزمایشگاهی، گلخانه‎ ای و مزرعه ای ارزیابی شد. در بررسی‎ های آزمایشگاهی، فقط اسید اگزالیک دو و چهار میلی‎ مولار، باکتری و قارچ‎ کش توانستند از رشد میسیلیومی قارچ عامل بیماری جلوگیری کنند. اغلب تیمارها باعث افزایش معنی‌دار درصد جوانه‌زنی بذور و طول ریشه‌چه در گیاهچه ‎ها شدند. تیمارهای باکتری، پرایمینگ آبی، سیلیکون دو، نانوسیلیکون چهار، متیل سالیسیلات 2/0 و 4/0 و اسیدسالیسیلیک 5/0 میلی‎ مولار، وزن تر و خشک ریشه ‎چه و ساقه‌چه را به ‎طور معنی ‎داری افزایش دادند. در شرایط گلخانه ‎ای، تمامی تیمارهای آزمایشی شدت بیماری را در مقایسه با شاهد به‎ طور معنی‎ داری کاهش دادند و بهترین تأثیر در تیمارهای رورال‎تی‎اس،  B. methylotrophicus، متیل سالیسیلات 1/0 و اسید سالیسیلیک 25/0 میلی ‎مولار مشاهده شد. در شرایط مزرعه ‎ای، کمترین میزان تلفات (28 و 34%) به‎ ترتیب در کاربرد انفرادی نانوسیلیکون یک میلی‎ مولار و متیل سالیسیلات 2/0 میلی‌مولار مشاهده شد در صورتی که در کاربرد تلفیقی مواد القا کننده مقاومت با باکتری آنتاگونیست، تیمارهای نانوسیلیکون در غلظت های یک و دو میلی مولار هر دو با %38 کمترین میزان تلفات را دارا بودند. این پژوهش نشان داد که کاربرد باکتری آنتاگونیست و مواد القا کننده مقاومت در ترکیب با یکدیگر یا به‎ صورت انفرادی، روش مؤثری در کاهش شدت بیماری در گیاه عدس می‎باشد.