مدلسازی سیستمی مدیریت منابع انسانی برای مقابله با فساد اداری؛ رویکرد سیستمهای نرم (SSM)
نویسندگان
1 دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران
doi
10.48308/jpap.2025.239580.1463چکیده
هدف: فساد اداری یکی از چالشهای بنیادین حکمرانی، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، بهشمار میآید. این مسئله نهتنها روند دستیابی به توسعه پایدار را با مانع مواجه میسازد، بلکه موجب کاهش اثربخشی نهادهای دولتی، تزلزل اعتماد عمومی به ساختار حکومت و ناکارآمدی در تخصیص منابع میگردد. در کشورهایی مانند ایران، ظرفیتهای گستردهای برای اصلاح نظام اداری و ارتقای شفافیت وجود دارد که میتواند با بهرهگیری از سیاستهای مبتنی بر شایستهسالاری و پاسخگویی، مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی را هموار سازد. یکی از حوزههای کلیدی که نقشی تعیینکننده در تشدید یا کاهش فساد دارد، مدیریت منابع انسانی در بخش عمومی است. مطالعات انجامشده در سطوح ملی و بینالمللی نشان میدهند که ضعف در سیاستگذاری و اجرای نادرست فرآیندهایی چون جذب نیرو، ارتقاء شغلی، آموزش، ارزیابی عملکرد و نظام جبران خدمات، زمینه مساعدی برای شکلگیری رفتارهای فسادآمیز فراهم میکند. بهعبارت دیگر، زمانی که شفافیت در فرآیندهای استخدامی وجود نداشته باشد، ترفیع بر پایه روابط غیررسمی صورت گیرد و معیارهای ارزشیابی مبهم باشند یا اخلاق سازمانی تضعیف شده باشد، احتمال بروز انحرافات رفتاری در میان کارکنان افزایش مییابد. بنابراین، مدیریت کارآمد منابع انسانی میتواند بهعنوان ابزاری راهبردی در پیشگیری از فساد در سازمانهای دولتی ایفای نقش کند. پژوهشهای اخیر نیز بر لزوم طراحی و استقرار سیاستهای منابع انسانی ساختاریافته با رویکرد ضدفساد تأکید دارند. بهویژه در شرایطی که فساد به پدیدهای پیچیده، چندلایه و متأثر از زمینههای سازمانی و اجتماعی بدل شده است، بهرهگیری از نگرش سیستمی و کلنگر برای تحلیل و مدیریت ساختارها، فرآیندها و رفتارهای انسانی، از اهمیت دوچندان برخوردار است.طراحی/ روششناسی/ رویکرد: پژوهش حاضر ماهیتی کاربردی دارد و برای انجام آن از رویکرد سیستمهای نرم بهره گرفته شده است. بهمنظور شناسایی مؤلفههای کلیدی در حوزه منابع انسانی که در پیشگیری از فساد اداری نقش دارند، مصاحبههایی هدفمند با مدیران و خبرگان فعال در زمینههای مدیریت منابع انسانی و مقابله با فساد انجام شد. دادههای گردآوریشده از این مصاحبهها، با بهرهگیری از روش تحلیل تماتیک، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند.یافتههای پژوهش: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که برای مقابله مؤثر با فساد اداری از رهگذر مدیریت منابع انسانی، شش عامل اساسی باید در فرآیند طراحی و اجرای سیاستها و رویههای مرتبط مدنظر قرار گیرد. این عوامل عبارتند از: تأکید بر شفافیت در تمامی مراحل جذب، ارزیابی و ارتقاء نیروی انسانی؛ ایجاد مکانیسمهای پاسخگویی نسبت به تصمیمات و عملکردهای مرتبط با حوزه منابع انسانی؛ تقویت رویکرد قانونمدار بهمنظور نهادینهسازی سازوکارهای مبتنی بر قوانین و مقررات رسمی؛ ارتقای اخلاقمحوری بهعنوان زیربنای شکلگیری فرهنگ سازمانی سلامتمحور؛ ایجاد همراستایی میان خواستهها و اهداف فردی کارکنان با چشماندازها و ارزشهای بنیادین سازمان؛ و سرانجام، تقویت اقدامات بازدارنده از طریق ارتقای ابزارها و فرایندهای نظارت و کنترل. این شش مؤلفه بهعنوان اجزایی بههمپیوسته و نظاممند، پایههای اصلی یک نظام منابع انسانی اثربخش در راستای کاهش فساد را شکل میدهند و میتوانند در بازنگری و بهروزرسانی سیاستهای منابع انسانی در بخش دولتی، بهعنوان شاخصهایی راهبردی مورد استفاده قرار گیرند.محدودیتها و پیامدها: این پژوهش محدود به سازمانهای بخش عمومی بوده و دادهها بر پایه مصاحبه با خبرگان جمعآوری شدهاند که ممکن است تعمیمپذیری نتایج را کاهش دهد. همچنین، با توجه به ماهیت زمینهمند پدیده فساد، نتایج ممکن است در کشورهای دیگر یا نظامهای اداری متفاوت، تغییر یابد.پیامدهای عملی: مدل ارائهشده میتواند بهعنوان راهنمایی کاربردی برای طراحی مجدد سیستمهای منابع انسانی در سازمانهای دولتی با رویکرد ضدفساد بهکار گرفته شود. این مدل، نقش استراتژیک مدیریت منابع انسانی را در ارتقای شفافیت و سلامت اداری برجسته میسازد.ابتکار یا ارزش مقاله: با وجود اقدامات گسترده برای مقابله با فساد اداری در ایران، این تلاشها اثربخشی محدودی داشتهاند؛ چنانکه جایگاه ایران در سالهای اخیر، از نظر شاخص ادراک فساد، بهبودی نیافته است. با توجه به نقش کلیدی مدیریت منابع انسانی در پیشگیری از فساد، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مدلسازی سیستم منابع انسانی در بخش دولتی برای مقابله با فساد، گامی نوآورانه و کاربردی در این حوزه برداشته است.نوع مقاله: مقاله پژوهشی