شرعگرایان و قانون در عصر انقلاب مشروطه ایران
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22106/jlj.2018.31410چکیده
بیش از یک سده پیش انقلابی بزرگ در ایران رخ داد که هدف اصلیاش استقرار حکومت مبتنی بر قانون بود. بنابراین، مفهوم قانون از مفاهیم بنیادین و در عین حال، چالشبرانگیز در نهضت مشروطهخواهی ایران بوده است. اهمیت موضوع به آن اندازه است که شاید بتوان ریشه بحران مشروطیت در ایران را عدم توفیق در ارائه مفهومی روشن از قانون دانست. مانع جدی در این زمینه، وجود مفهوم و نظام قدیمی شرع بود که در بادی امر جایی برای قانون باز نمیگذاشت. متفکران شرعگرا دو رویکرد متفاوت به نسبت میان قانون و شرع اتخاذ نمودند: سازگاری و عدم سازگاری. رویکرد سازگاری نه تنها تلفیق و گاه یکسانی را میان احکام قانونی و شرعی ممکن میدانست، بلکه در نهایت اولویت را به قانون و اقتضائات آن میداد. یکی از اختلافات اساسی به «مرجع قانونگذاری» باز میگشت. شرعگرایان، در آخر، وضع قانون بشری را پذیرفتند. اما این پذیرش باب اختلاف و مباحثات را در خصوص خاتمیت پیامبر اسلام (ص)، بدعت و استحسان عقلی گشود. مقاله پیش رو، در پی آن است که مفهوم قانون را از دیدگاه متفکران شرعگرا در عصر مشروطه ایران، با استفاده از اسناد و آثار آن دوران، بررسی و تحلیل نماید. این تحلیل، زمینه فکری و تاریخی مشکل مشابه و همچنان حلناشده را در نظام حقوقی پس از انقلاب اسلامی در کشور فراهم می آورد.