طراحی مدل مدیریت آشوب، مدلی جهت پیشبینی و مدیریت آشوب در دانشگاههای دولتی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، گروه مدیریت، گرایش رفتار سازمانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
3 استاد گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
4 استاد، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
doi
10.48308/jpap.2025.236680.1412چکیده
هدف: در چشمانداز پویا و همیشه در حال تحول کسب و کار و مدیریت، رویکردهای سنتی اغلب در مسیریابی پیچیدگیهای دنیای مدرن ناتوان هستند. اینجاست که نظریه آشوب به میدان مدیریت وارد میشود و دیدگاه تازهای در مورد چگونگی پیشرفت سازمانها در دنیایی که بهطور فزایندهای آشفته به نظر میرسد، ارائه میدهد. در این زمینه و در راستای مدیریت آشوب در دنیای کسب و کار، شکلگیری آشوب در سازمان حوزه جدیدی در ادبیات مدیریت و سازمان است. بر این اساس پژوهش کنونی با هدف طراحی مدل مدیریت آشوب در دانشگاههای دولتی مورد مطالعه دانشگاههای لرستان انجام شده است.طراحی/ روششناسی/ رویکرد: این پژوهش با اتکا به مبانی فلسفی مکتب تفسیرگرایی، پژوهشی کیفی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد میباشد. جامعه خبرگان پژوهش مشتمل بر مدیران و اساتید گروه مدیریت دانشگاه لرستان بود که 19 نفر از آنان با روش نمونهگیری هدفمند بهعنوان اعضای نمونه جامعه خبرگان پژوهش انتخاب شدند. شناسههای مدل مدیریت آشوب با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری شده و با بهرهگیری از روش کدگذاری استراوس و کوربین تحلیل شدند (386 مفهوم کلیدی، 40 مقوله فرعی و 15 مقوله اصلی).یافتههای پژوهش: براساس یافتههای پژوهش، دادههای طبقهبندی شده در قالب سه دسته عوامل ایجادکننده، پیشبینیکنندههای شکلگیری آشوب و اقدامات مقابلهای و نتایج تقسیم شدند که شرایط علّی، شرایط زمینهای و شرایط مداخلهگر در دسته پیشایندهای آشوب و راهبردها در دسته پیشبینیکنندههای شکلگیری آشوب و اقدامات مقابلهای مدل جای گرفتند. مفهوم آشوب بهعنوان پدیدهی محوری انتخاب شد که مشتمل بر چهار مقوله جاذبههای غریب، هندسه فراکتال، فرآیند پویا و اثر پروانهای است. شرایط علّی در قالب دو مقوله عوامل درونی و عوامل بیرونی جای گرفتند. شرایط مداخلهگر در قالب عوامل تقویتکننده بر شایستهسالاری، عدالت و آموزش و عوامل تضعیفکننده بر کمبود منابع مالی و فقدان اطلاعات لازم دلالت داشتند. پنج مقوله اصلی شرایط سیاسی، عوامل فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی و عوامل حقوقی و قانونی بهعنوان شرایط زمینهای شکلگیری آشوب شناخته شدند. هوشمندی آشوب، تغییرپذیری، تغییرآفرینی و بازآفرینی و توسعه منابع انسانی بهعنوان راهبرد انتخاب شدند. در نتیجه راهبردهای پیشبینی و مقابله با آشوب پیامدهای مثبتی همچون توسعه و تحول سازمان، نوآوری، مدیریت آشوب، مدیریت چابک و رهیافت سیستمی قابل انتظار است.محدودیتها و پیامدها: این پژوهش با محدودیتهای پیرامون پژوهشهای کیفی همراه است. نگاه نظری پژوهنده در مقولهبندی دادههای کیفی و مداخله ذهنیت، تجربه و دانش وی در دستهبندی و نامگذاری مقولات از محدودیتهای پژوهش حاضر است که با بهرهگیری از کمک ارزیابان خارج از پژوهش برای بررسی تحلیل دادههای کیفی برای تقلیل محدودیت ذکر شده تلاش شده است.پیامدهای عملی: نظر به اینکه استراتژی صحیح و مطلوب در برابر آشوب احتمالی داشتن یک دیدگاه پیشرو و پیشنگرانه است نه یک رویکرد واکنشی پس از وقوع، و بدون تردید پیشبینی و تشخیص بهموقع نشانههای شکلگیری آشوب سبب تجهیز سازمان به هوشمندی آشوب میشود. ازاینرو باتکیه بر نظریه آشوب و دسترسی به یک مدل مدیریت آشوب مدیران متفکر میتوانند دانشگاهها را قادر سازند، حتی در دورههای زمانی کوچک، زمینهها و محیطهای آشفته و نامشخص را شناسایی و بر اساس مدل مدیریت آشوب به پیشبینی هرجومرج بپردازند و از وقوع بحرانها پیشگیری کنند.ابتکار یا ارزش مقاله: در حالی که اصطلاح آشوب ممکن است تصاویری از بینظمی و سردرگمی ایجاد کند، نظریه آشوب چارچوبی را ارائه میدهد که به مدیران کمک میکند تا پیچیدگی ذاتی سازمان خود را درک کنند و از آن استفاده کنند. در این مقاله، به بررسی نظریه آشوب در مدیریت و نحوه بکارگیری آن برای افزایش انعطافپذیری و سازگاری سازمانی در مواجه با مسائل و مشکلات داخلی و خارجی پرداخته شده است. همچنین با توجه به کمبود پژوهشهای انجام گرفته داخلی و خارجی در زمینه پیشبینیپذیری شکلگیری آشوب و فقدان وجود الگویی بومی در زمینه فوق، میتوان گفت که پژوهش فوق در زمینه نظری و بسط ابعاد و شاخصهای مدل مدیریت آشوب دارای نوآوری میباشد.نوع مقاله: مقاله پژوهشی