تعیین دما و pH بهینه رشد باکتریهای تجزیه کننده مواد لیگنوسلولزی جدا شده از دستگاه گوارش موریانه و اثر آنها بر قابلیت هضم و فراسنجههای تخمیر آزمایشگاهی برخی پسماندهای کشاورزی
نویسندگان
1 گروه علوم دامی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان
2 گروه علوم دامی دانشگاه لرستان
3 گروه زیستشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز
4 گروه علوم دامی، دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان
5 مؤسسه تحقیقات علوم دامی کشور
doi
چکیده
زمینه مطالعاتی: روده موریانهها حاوی انواع مختلفی از میکروارگانیسمهای تجزیه کننده مواد لیگنوسلولزی است که امکان استفاده از آنها در بهبود ارزش تغذیهای پسماندهای زراعی گامی بزرگ جهت پوشش دادن کمبود خوراک دام است. هدف: این پژوهش به منظور تعیین دما و pH بهینه رشد باکتریهای همزیست تجزیه کننده مواد لیگنوسلولزی جدا شده از دستگاه گوارش موریانهها و بررسی قابلیت هضم و فراسنجههای تخمیر آزمایشگاهی کاه گندم و سرشاخه خرمای فرآوری شده با ایزولههای مذکور انجام شد. روشکار: برای این منظور، از سه گونه باکتری Bacillus licheniformis ، Ochrobactrum intermedium و Microbacterium paludicola، استفاده گردید که باکتریهای مذکور توسط کشت محتویات روده موریانهها در محیطهای کشت حاوی انواع مختلفی از لیگنین و مواد لیگنوسلولزی جداسازی شده بودند. منحنیهای رشد ایزولهها در محیط کشت نوترینت براث به دست آمد. و سپس کاه گندم و سرشاخه خرما توسط جدایههای مذکور عملآوری شدند. نتایج: رشد بهینه باکتری B. licheniformisدر دمای 40 درجه سانتیگراد بود، اما در دو گونه O. intermedium و M. paludicola رشد بهینه در دمای 37 درجه سانتیگراد مشاهده گردید. رشد بهینه هر سه سویه در pH برابر با 7 اتفاق افتاد. پس از عملآوری، برای هر دو سوبسترای کاه گندم و سرشاخه خرما بیشترین حجم گاز تولیدی و قابلیت هضم ماده آلی در تیمار فرآوری شده توسط باکتری B. licheniformisو کمترین در تیمار شاهد مشاهده گردید (05/0P<). قابلیت هضم ماده خشک، سوبسترای تجزیه شده حقیقی، انرژی قابل متابولیسم، ضریب تفکیک، pH و غلظت نیتروژن آمونیاکی در هر دو سوبسترا تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. نتیجهگیری نهایی: نتایج این تحقیق نشان داد که عملآوری کاه گندم و سرشاخه خرما توسط باکتریهای جداسازی شده سبب بهبود فراسنجههای تخمیر شکمبه در شرایط برونتنی گردید.