علل اربعه از دیدگاه ابن باجه: رفع دوگانگی موجود در تمایز ماده و صورت ارسطویی

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 گروه تاریخ علم و فناوری دوره اسلامی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. تهران. ایران

3 دانشیار موسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

doi
10.22059/jihs.2020.286052.371500
چکیده

ابن باجه در موضوع علل چهارگانه از فلسفۀ طبیعی ارسطو تبعیت کرده است اما در نوع تببین خود از این علل از «منطق» و «نظریۀ شوق طبیعی» بهره برده است. او علل چهارگانه را در قالب «جنس و فصل» تعریف می‌کند و همۀ این علل را «محمولات ذاتی» به حساب آورده است. ابن باجه در تبیین علل چهارگانه بر اساس چهار شوق طبیعی، به شوق پنجمی با عنوان «وجود خارجی» و «وجود ذهنی» اشاره می‌کند که حاکی از یک وجود خارجی در جسم و دو وجود ذهنی در محرک و متحرک است. وی با اثبات معنای دوگانۀ «موضوع»، به دوگانگی مفهوم صورت می‌رسد و این مسأله در نهایت به معنای دوگانۀ آن (صورت خارجی و صورت عقلی) منتج می‌شود. در مقالۀ حاضر براهین و استدلال‌های او در این باره بررسی خواهد شد. مفهوم دوگانۀ صورت در آراء و اندیشه‌های ارسطو به دو معنای «صورت مادی» و «صورت غیرمادی» موجود است، ولی شواهد حاکی از آن است که وی به‌طور صریح به «صورت معقول» اشاره ندارد. بر اساس یافته‌های این پژوهش، اشاره به «صورت معقول» در دیدگاه ابن باجه کاملاً مشهود است و می‌توان از این نظر او را متأثر از اندیشه‌های افلاطون دانست.