اثرات مصرف محلول عسل، عصاره میوه نسترن کوهی و ردبول بر سطوح لاکتات، لاکتاتدهیدروژناز و کراتینکیناز پس از یک فعالیت شبهرقابتی کیکبوکسینگ
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد بیوشیمی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 استاد، گروه بیوشیمی ورزشی، دانشکدة علوم ورزشی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 استادیار، گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکدة علوم ورزشی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
چکیده
فعالیتهای بدنی شدید با تولید و افزایش لاکتات، لاکتات دهیدروژناز و کراتین کیناز همراه است. در پژوهش حاضر اثرات مصرف محلول عسل و نسترن کوهی در مقایسه با ردبول بر سطوح لاکتات، لاکتاتدهیدروژناز و کراتینکیناز پس از سه مسابقه شبهرقابتی کیکبوکسینگ در مردان کیک بوکسر مورد بررسی قرار گرفته است. روش انجام پژوهش به صورت کاربردی و نیمه تجربی بوده است. جامعه آماری این پژوهش را ورزشکارانی از استان مازندران تشکیل داده بودند، که از بین آنها 32 ورزشکار بصورت تصادفی به 4 گروه دارونما، عسل، نسترن و ردبول تقسیم شدند. نمونه خون قبل، بلافاصله، 60 و 120 دقیقه بعد از آزمون جمع آوری و متغیرهای فوق به روش کالریمتری آنزیمی اندازهگیری گردید. از آزمون تحلیلی واریانس با اندازهگیریهای مکرر استفاده شد. مقادیر لاکتات بلافاصله بعد از تمرین در گروه ردبول نسبت به دارونما افزایش و در گروههای عسل و نسترن نسبت به ردبول کاهش معنادار نشان داد. لاکتات (60دقیقه) در گروه عسل نسبت به دارونما کاهش و درگروههای عسل و نسترن نسبت به ردبول کاهش معنادار نشان داد. لاکتات (120دقیقه) در گروههای عسل و نسترن نسبت به دارونما و ردبول کاهش معنادار نشان دادند. مقادیر لاکتات دی هیدروژناز (60 و 120دقیقه) درگروههای عسل و نسترن نسبت به دارونما و همچنین ردبول و کراتین کیناز در گروههای عسل و نسترن نسبت به ردبول (60 و 120 دقیقه) کاهش معناداری را نشان دادند. نتایج این تحقیق کارایی محلولهای عسل و نسترن نسبت به ردبول در افزایش عملکرد ورزشکاران و کاهش شاخصهای خستگی را نشان میدهد.