ارائه چارچوب مفهومی آموزش پژوهش محور در نظام آموزش عالی ایران
نویسندگان
1 استادیار، گروه نوآوری آموزشی و درسی، مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، تهران، ایران
doi
10.61838/KMAN.IRPHE.31.1.3چکیده
هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی مفهومی برای آموزش پژوهش محور در بستر آموزش عالی ایران بود. این مطالعه در سپهر فلسفی تفسیرگرایی با رویکرد کیفی و بر اساس روش پژوهش نظریه داده بنیاد (با رهیافت نظاممند استراوس کوربین) صورت پذیرفت. برای جمعآوری دادهها از اطلاعرسانها که شامل 28 نفر از خبرگان آموزش عالی بودند از مصاحبههای نیمه ساختارمند استفاده شد و انتخاب آنان به صورت هدفمند و با استفاده از راهبردهای نمونهگزینی با حداکثر تنوع، گلوله برفی و نظری بود. دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافتهها نشان داد، آموزش پژوهش محور به لحاظ مفهومی؛ آموزشی مسئله محور، مسئلهیاب و مسئلهآفرین است که در نگرش سیستمی به این مفهوم، درونداد (دانشجو، استاد، برنامه درسی) و برونداد (یادگیری) با عنوان کنشگر فعال، آموزشگر تسهیلکننده و برنامه درسی ارتباط ساز و یادگیری در عرصه عمل نام برده میشود. فرایند شکلگیری این مفهوم در فراهم ساختن فرصتهای ساختاریافته در بستری از گفتمان، تعاملات انسانی و آزادی بیان ایجاد میشود. این آموزش تحت تأثیر سه دسته عوامل آموزشی - پژوهشی، اداری- پشتیبانی و اخلاقی- فرهنگی در زمینهای از عوامل برون سازمانی و درون سازمانی و بواسطه عوامل مداخله گری مانند فرهنگ دانشگاهی، توجه به اصول تعلیم و تربیت و ویژگیهای روانشناختی بروز و ظهور پیدا میکند. از کاربردیترین راهبردهای آن تدوین و تصریح اهداف و مأموریتهای دانشگاهی، سازمان دهی نیروهای انسانی، آموزش پژوهی و جلب، حمایت و مشارکت حداکثری ذینفعان است که این امر پیامدهای روانشناختی، اجتماعی، آموزشی، فرهنگی و اقتصادی به همراه دارد. در نتیجه، آموزش عالی در زیست بوم ایران نیازمند سیاستی است که آموزش و پژوهش به صورت متوازن، مؤثر و معناداری مکمل و تقویت کننده هم در یک رویکرد سیستمی باشند. افراد توانمند، خلاق و کارآمد اجتماعی از درون فضا و فرهنگ دانشگاهی بیرون میآیند که آموزش و پژوهش همچون بالهایی هماهنگ نهاد دانشگاه را به پرواز در می آورند. هماهنگی و متناسبسازی آموزش و پژوهش نیز مستلزم انسجام و یکپارچگی میان دانشگاه، جامعه و نظام حکمرانی است.