بینش تاریخ‌نگارانۀ ابوالقاسم عبدالله کاشانی با تأکید بر رویکرد اعتقادی وی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای رشتة تاریخ دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی

doi
10.22059/jhss.2014.50903
چکیده

نوشتار حاضر با هدف نشان­دادن تأثیر فضای نوظهور پس ­از سقوط خلافت عباسی و دورة حاکمیت ایلخانان، بر بینش تاریخ­نگارانة ابوالقاسم کاشانی، مورخ شیعه­مذهب این عهد، درپی پاسخ­گویی به این سؤال است که رویکرد اسلامی و نگرش شیعی کاشانی بر بینش تاریخ­نگارانة وی چه تأثیری داشته است. در این جهت، به­نظر می­رسد کاشانی از سر دقت، مدارا، واقع­نگری و بعضاً مصلحت­اندیشی با مسائل مهم و مورد اختلاف تاریخ اسلام برخورد کرده و به­عنوان مورخی آگاه به زمان، رویکردی متفاوت از بی­طرفی تا جهت­گیری منطقی را در پیش گرفته ­است. در­حالی­که کاشانی پیوسته از وجاهت عقیدتی و جایگاه سیاسی تشیع دفاع می‌کند، اما تعصب نمی‌ورزد و درصدد جهت­گیری علیه پیروان سنت برنمی‌آید. این­ مقاله، با درنظر داشتن چگونگی دفاع از تشیع در پرتو فضای گفتمانی عهد ایلخانان، بینش تاریخ­نگارانة کاشانی را در دو مبحث مرتبط به هم، یکی با عنوان مسائل مهم مورد اهتمام کاشانی در بررسی تاریخ اسلام و دیگری آسیب­شناسی تفرقة امت اسلامی، بررسی خواهد نمود.