نظام مدیریت عملکرد کارکنان به مثابه ابزاری برای پیشگیری از فساد اداری
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/jpap.2024.234281.1367چکیده
هدف: توسعه و فساد، دو مفهوم مرتبط به یکدیگر و در واقع، دو روی یک سکه هستند؛ بدین معنا که دستیابی به توسعه، بدون مبارزه با فساد، ممکن نیست. با توجه به نقش خطیر نظامهای مدیریت منابع انسانی در پیشگیری از فساد اداری، پژوهش حاضر به دنبال مدلسازی نظام مطلوب مدیریت عملکرد کارکنان برای پیشگیری از فساد اداری در بخش دولتی است.طراحی/ روششناسی/ رویکرد: پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم تفسیری، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی است و برای گردآوری دادهها از مصاحبه استفاده شده است. اساس روش انجام این پژوهش، روش مدلسازی تفسیری- ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر، مدیران بخش دولتی هستند و روش نمونهگیری در پژوهش حاضر، از نوع نمونهگیری گلوله برفی است.یافتههای پژوهش: بر اساس یافتههای مطالعه، ده مؤلفه برای طراحی مدل مدیریت عملکرد کارکنان در راستای پیشگیری از فساد اداری شناسایی شد که عبارتند از: شفافیت، پاسخگویی، عدالت رویهای، عدالت تعاملی، توجیهپذیری، همسویی، قانونمحوری، بهبود مستمر، اعتبارپذیری و قابلیت پیشگیری. طبق نتایج تحلیل MICMAC، هیچیک از مؤلفههای شناسایی شده پژوهش، در ناحیه خودمختار قرار نگرفتهاند که این بیانگر ارتباط قوی همه مؤلفههای مدل پژوهش با یکدیگر است. نتایج مطالعه حاضر، بیانگر این است که نه مؤلفه در ناحیه پیوندی قرار گرفتهاند که عبارتند از: شفافیت، پاسخگویی، عدالت رویهای، عدالت تعاملی، توجیهپذیری، همسویی، قانون محوری، بهبود مستمر و اعتبارپذیری. این اجزاء پویا در نظر گرفته میشوند؛ به این معنی که هر تغییری در آنها میتواند کل سیستم را تحت تاثیر قرار دهد. علاوه بر این، مؤلفه قابلیت پیشگیری در ناحیه وابستگی قرار میگیرد که نشان دهنده وابستگی بالای آن به سایر مؤلفههای مدل است. از دیگر نتایج این پژوهش میتوان به شبکه تعامل متغیرها اشاره کرد که سطح و روابط مؤلفههای بهدست آمده پژوهش را مشخص نموده است. بر اساس شبکه تعامل متغیرها در این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که ابعاد قانونمحوری و پاسخگویی، مؤلفههای مبنایی مدل هستند، زیرا بر کلیه مؤلفههای دیگر تأثیرگذار هستند. این دو مؤلفه، ارتباط دوسویهای با یکدیگر دارند؛ بدینمعنا که علاوه بر تأثیر بر یکدیگر، از هم تأثیر میپذیرند. همچنین بر اساس مدل مذکور، مؤلفههای شفافیت و همسویی در رتبه بعدی قرار گرفتهاند که ارتباط دوسویهای با مؤلفههای پیشین مدل دارند. به عبارت دیگر، شفافیت و همسویی، علاوه بر اینکه بر مؤلفههای سطح بالاتر خود اثر میگذارند، بر مؤلفه سطح پایینتر یعنی قانونمحوری و پاسخگویی نیز اثرگذارند و این بیانگر نفوذ قابلتوجه این متغیرها در مدل است. مؤلفههای اعتبارپذیری و توجیه پذیری، مؤلفههایی هستند که در سطح سوم مدل قرار گرفتهاند و همانطور که جهت پیکانها نشان میدهد، مؤلفه اعتبارپذیری بر مؤلفه بهبود مستمر اثرگذار است و در عین حال، رابطهای تعاملی با مؤلفه توجیهپذیری دارد. مؤلفه بهبود مستمر در سطح بعدی مدل، یعنی سطح چهارم قرار دارد و بر دو مؤلفه موجود در سطح پنجم مدل، یعنی عدالت رویهای و عدالت تعاملی، تأثیرگذار است. دو مؤلفه عدالت رویهای و تعاملی علاوه بر اینکه بر یکدیگر اثر میگذارند، بر مؤلفه موجود در آخرین سطح مدل (سطح ششم) یعنی قابلیت پیشگیری اثرگذار هستند. مؤلفه قابلیت پیشگیری، وابستهترین مؤلفه در مدل مذکور است و این بدان معناست که قابلیت پیشگیری رویههای موجود در نظام مدیریت عملکرد کارکنان، وابسته به مؤلفههای دیگر مدل است.محدودیتها و پیامدها: با توجه به اینکه گردآوری دادهها در پژوهش حاضر با استفاده از مصاحبه بود لذا احتمال سوگیری در ارائه و ثبت دادهها و یافتهها وجود داشت. همچنین به لحاظ گستردگی بازیگران و مسأله پژوهش، امکان بررسی مسأله از دیدگاه همه بازیگران مسأله مقدور نبود.پیامدهای عملی: مدیران بخش دولتی قادر خواهند بود با اتکا به نتایج این پژوهش کاربردی، سیستم مدیریت عملکرد کارکنان را به گونهای طراحی کنند که امکان بروز فساد کاهش یابد.ابتکار یا ارزش مقاله: اگرچه اقدامات زیادی برای مبارزه با فساد در ایران انجام شده است، اما تاکنون چندان موثر نبوده است؛ چنانچه در سال 2023، ایران در بین 180 کشور، رتبه 147 را به خود اختصاص داد که نشان دهنده سطح بالایی از فساد است. با توجه به اهمیت سیستمهای منابع انسانی در پیشگیری از فساد اداری، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مدلسازی تفسیری ساختاریِ نظام مطلوب مدیریت عملکرد کارکنان بخش دولتی برای پیشگیری از فساد اداری انجام شده است.نوع مقاله: مقاله پژوهشی