ارائه الگوی نقش میانجی هوش معنوی بر رابطه بین خودشیفتگی حسابرسان داخلی با گرایش آن‌ها به گزارش خطاکاری

نویسندگان

1 دانشیار گروه حسابداری، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران

2 استادیار گروه روانشناسی، واحد بهشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بهشهر، ایران.

3 دانشجوی دکتری حسابداری، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران.

4 استادیار گروه حسابداری، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران.

5 استادیار گروه حسابداری، واحد بندر گز، دانشگاه آزاد اسلامی، بندر گز، ایران.

doi
10.22034/jmaak.2024.23811
چکیده

هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر هوش معنوی بر رابطه بین خودشیفتگی حسابرسان داخلی با گرایش آن‌ها به گزارش خطاکاری و تدوین الگو بر اساس مدل ساختاری بوده است. این پژوهش از نظر روش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل حسابرسان داخلی و اشخاصی می‌باشند که تجربه کار در حوزه حسابرسی داخلی داشته باشند در نظر گرفته شد، برای این منظور لیست کمیته حسابرسی شرکت‌های بورسی شامل 1787 نفر که سابقه عضویت در کمیته حسابرسی داخلی در شرکت پذیرفته شده و ثبت شده نزد سازمان بورش اوراق بهادار داشتند و برای کلیه حسابرسان داخلی شرکت شرکت‌های بورسی ارسال گردید، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد حجم نمونه 244 نفر در نظر گرفته شد. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه و سناریو می‌باشد. به‌منظور سنجش خودشیفتگی از پرسشنامه و به‌منظور سنجش گزارش دهی خطاکاری از سناریو استفاده شد. این سناریو بر اساس پرسشنامه طراحی شده تیلور و کورتیس (2010) می‌باشد. بعد از جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار SmartPLS فرضیه‌ها مورد آزمون قرار گرفت نتایج نشان داد برای هر دو فرضیه هوش معنوی به عنوان متغیر میانجی بر رابطه بین متغیر وابسته یعنی گزارش خطاکاری و متغیرهای مستقل یعنی خودشیفتگی تأثیر داشته است با توجه به نتیجه استخراج‌شده برنامه‌ریزی جهت تدوین اصول افزایش هوش معنوی و سیاست‌گذاری در جذب حسابرسان و ارتقاء نظام کنترلی که موجب تمایل حسابرسان به هشداردهی و افزایش اعتبار حرفه شود توصیه می‌شود.