استفاده از روشهای تجزیهوتحلیل بقا در ارزیابی اثرات خصوصیات فرد، توده و محیط بر زمان بقا بلندمازو در برابر بیمار ذغالی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
2 دانشجوی دکتری جنگلشناسی و اکولوژی جنگل (پاتولوژی جنگل)، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گلستان، ایران
3 دانشیار، گروه آمار، دانشکده آمار، دانشگاه گلستان، گلستان، ایران
doi
10.22092/ijfrpr.2017.113333چکیده
بیماری ذغالی با عاملmediterranea Biscogniauxia یکی از بیماریهای مهم و مؤثر در خشکیدگی درختان بلوط است که در سال 1388 در استان گلستان گزارش گردید. این تحقیق باهدف ارزیابی اثرات خصوصیات درخت، توده و محیط بر زمان بقا (سالم ماندن) بلندمازو، در پارک جنگلی قرق انجام شد. بنابراین 192 اصله درخت بلندمازو با متوسط قطر برابرسینه 9/50 سانتیمتر در پنج دوره ششماهه از مهر 1392 تا مهر 1394 در این مطالعه وارد شدند. از آزمون لگ رتبهای و رگرسیون کاکس به ترتیب برای برآورد میانگین زمان بقای درختان و بررسی عوامل مؤثر بر آن استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون لگ رتبهای بیشترین (7/100 ماه) و کمترین (2/40 ماه) میانگین زمان بقا را بهترتیب در مرحله رویشی تیرک و پیردار برآورد کرد. همچنین درختان بلوط با فاصله کمتر از 10 و بیشتر از 200 متر از جاده به ترتیب کمترین (7/51 ماه) و بیشترین (6/109 ماه) زمان بقا را داشتند. بااینوجود براساس تجزیه رگرسیون کاکس، در بین متغیرهای مورد بررسی تنها متغیرهای فاصله از جاده و محدوده پراکنش برمیزان بقا درختان بلندمازو مؤثر بودند. با برآورد میزان بقای درختان و عوامل مؤثر بر آن، میتوان روشهای پیشگیری جهت مدیریت و کاهش نرخ بیماری ارائه کرد. استفاده از روشهای تجزیهوتحلیل بقا در اپیدمیولوژی بیماریهای درختان جنگلی، این توانایی را به کارشناسان خواهد داد تا درک بهتر و صحیحتری از چگونگی روند بیماریها به دست آورند.