بررسی ساختار وابستگی میان صنایع فعال در بورس تهران: شواهدی بر پایه کاپیولاهای واین

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.48308/jfmp.2026.242449.1553
چکیده

هدف: درک وابستگی پویای بین صنایع در میان شاخص‌های سهام برای تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری و طراحی سیاست‌های اقتصادی بسیار حیاتی است. ضریب همبستگی پیرسون تنها وابستگی خطی را نشان می‌دهد. بااین‌حال، توزیع بازده متغیرهای مالی بیضوی نیست. بعلاوه اینکه که رویدادهای شدید در دنباله توزیع که در دوران بحران رخ می‌دهند می‌توانند به‌سرعت در میان بازارهای مالی گسترش یابند و منجر به وابستگی متقابل شدیدتر شوند که نیازمند به‌کارگیری مدل‌های پیچیده‌تر و پیشرفته‌تر است. قابل‌توجه است که مدل‌های مبتنی بر کاپیولا امکان مدل‌سازی وابستگی غیرخطی با استفاده از هر توزیع حاشیه‌ای دلخواه را فراهم می‌کنند. در میان خانواده‌های مختلف کاپیولا، درخت‌های واین امکان مدل‌سازی انعطاف‌پذیر وابستگی‌ها با استفاده از طیف وسیعی از کاپیولاهای دومتغیره، را فراهم می‌کنند. وابستگی متقابل بازده‌های سهام فردی اغلب تحت تأثیر وابستگی بین بخش‌های بازار سهام شکل می‌گیرد؛ بنابراین، ضروری است که وابستگی دنباله‌ای در بین بخش‌های مختلف درک شود، زیرا هر بخش اغلب به شرایط اقتصادی به شکل متفاوتی واکنش نشان می‌دهد. هدف این مطالعه، آشکار ساختن ساختار وابستگی 70 سهام در 10 صنعت با استفاده از مدل‌های C-واین، R-واین و D-واین است. روش: در این مقاله از مدل ARMA-EGARCH(1,1) با نوآوری‌های student-t، برای توزیع‌های حاشیه‌ای استفاده می‌شود. برای تعریف داده‌های کاپیولا، تابع توزیع تجمعی (CDF) مربوط به توزیع student-t را به‌عنوان تبدیل انتگرالی احتمال به کار می‌بریم. گام بعدی، شامل انتخاب توابع کاپیولا با استفاده از داده‌های حاشیه‌ای و توسعه ساختارهای واین است. در این مقاله، پارامترها با استفاده از روش برآورد ترتیبی (SE) و حداکثر راستنمایی مشترک (MLE) محاسبه می‌شوند. یافته‌ها: گره‌های ریشه‌ای یا همان نمایندگان صنایع در درخت‌های R-واین استخراج گردیدند. وابستگی میان نمایندگان صنایع در مشخصه R-واین به‌صورت زیر است: شرکت شماره 1 از صنعت انبوه‌سازی املاک و مستغلات، شرکت شماره 8 از صنعت سرمایه‌گذاری‌ها و شرکت شماره 6 از صنعت خودرو و ساخت قطعات به عنوان گره‌های ریشه در شبکه وابستگی شناسایی شده‌اند. گره 1 نقش مرکزی در میان سایر شرکت‌های صنعت مواد و محصولات دارویی، صنعت فلزات اساسی، صنعت خودرو و ساخت قطعات و صنعت سرمایه‌گذاری‌ها دارد. نتایج همچنین تائید می‌کنند که مدل‌های R-واین در مقایسه با مدل‌های C-واین و D-واین ترجیح داده می‌شوند. نتیجه‌گیری: برطبق نتایج، فرضیه اول ”ساختار وابستگی میان صنایع بورس تهران از الگوی متقارن (نرمال) پیروی نمی‌کند و دارای وابستگی دُمی است.“ پذیرفته می‌شود ساختار وابستگی میان 10 نماینده صنایع توسط انواع متنوع خانواده‌های کاپیولا از جمله survival BB8 و BB8، مدل‌سازی شده است. فرضیه دوم ”پیوندهای متقابل میان صنایع بورس تهران ماهیتی چندلایه و شبکه‌ای دارد و نمی‌توان آن را به یک ساختار صرفاً مرکزگرا (C-واین) یا زنجیره‌ای (D-واین) فروکاست.“ نیز پذیرفته می‌شود زیرا یافته‌های تحقیق مبنی بر برتری مدل R-واین، فرضیه پیوندهای متقابل شبکه‌ای و چند منبعی در بورس تهران را تأیید می‌کند که این موضوع با ساختار اقتصادی ایران همخوانی دارد. درواقع، در بازار نوظهور بورس تهران، وابستگی‌ها اغلب ناشی از چندین منبع ریسک (ارز، کالا، سیاست پولی) هستند؛ ساختار اقتصادی متنوع اما نامتوازن است؛ و شوک‌ها می‌توانند از مسیرهای مختلف و به‌صورت هم‌زمان منتقل شوند. مدل‌های R-واین در مقایسه با ساختارهای C-واین و D-واین، قدرت تبیین و برازش بالاتری برای مدل‌سازی وابستگی میان‌صنعتی دارند. در واقع، در بورس تهران که در آن وابستگی‌ها ناهمسان، انتقال شوک‌ها با شدت‌های متفاوت صورت می‌گیرد و از ساختار مالکیتی خاص پیروی می‌کند، مدل R-واین، قدرت تبیین و برازش بالاتری برای مدل‌سازی وابستگی میان‌صنعتی دارند. از منظر اقتصادی، برتری R-vine نشان می‌دهد که انتقال شوک در بورس تهران از یک مسیر واحد یا از طریق یک صنعت غالب انجام نمی‌شود، بلکه صنایع مختلف بسته به جایگاه خود در شبکه وابستگی، نقش‌های متفاوتی در جذب یا انتشار ریسک ایفا می‌کنند. این موضوع با ساختار اقتصاد ایران، که تحت تأثیر هم‌زمان متغیرهایی همچون نرخ ارز، قیمت‌های جهانی کالاها، سیاست‌های داخلی و محدودیت‌های نهادی قرار دارد، همخوانی دارد. بنابراین، رفتار مشترک صنایع در بورس تهران را باید حاصل برهم‌کنش چندین منبع ریسک دانست، نه صرفاً واکنش به یک عامل مشترک.