بازتاب جشن نوروز در اشعار عرفانی با تأکید بر آثار سنایی، عطار و مولوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

doi
10.22034/fakh.2025.541569.1757
چکیده

با توجه به خاستگاه عرفان و پیوند آن با  فرهنگ ایرانی و انعکاس این پیوستگی در آثار عرفانی، همچنین شهرت نوروز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نمادهای هویت ایرانی، بررسی نوروز، هدف، فلسفه و جاذبه­های آن در آثار عرفانی اهمیت می­­یابد. علاوه­براین، بررسی دیدگاه عرفا، درباره‌ی نوروز و جاذبه­های آن و این که به چه جنبه­هایی بیشتر توجه داشته­اند و از چه جنبه­هایی غفلت نموده­اند، درخور توجه است. در این جستار، بازتاب جشن نوروز در آثار عرفانی و نگاه و نظر عارفان درباره‌ی این جشن بزرگ، با تأکید بر اشعار سه شاعر عارف، یعنی سنایی، عطار و مولوی، مورد بررسی قرار گرفته است. تحقیق در این موضوع به روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تحلیل محتوا انجام شده است. بررسی­ها نشان می­دهد که نوروز در معنی آغاز فصل بهار، به‌عنوان عید و برای بیان مفاهیم عرفانی در شعر شاعران عارف به کار رفته است. با این فرض، باید این عید و آیین بزرگ در جایگاه یکی از مراسم ملی ایرانیان و جشن مردمی و اجتماعی آنان نیز مورد توجه قرار گرفته باشد. اما نتایج حاکی از این است که عرفا به نوروز، نگاهی عارفانه و درونی دارند و چون مردم عامی به شادی و جشن ظاهری بسنده نمی­کنند. نوروز، ضمن این که در آثار و اشعار عارفان بزرگ در ردیف مضامین مقدس مانند معشوق، شب قدر، جلوه‌ی جمال حق و از مظاهر بسط، وصل و مدارج سلوک به کار رفته، به­عنوان جشن ملی ایرانیان چندان مورد عنایت و اهمیت قرار نگرفته است. وجود ملاحظات اعتقادی و تعصبات مذهبی، سلوک صوفیانه، فرامرزی و فراملیتی بودن عارفان، زهد صوفیانه و پرهیز از حضور در مراسم خوشگذرانی و شادخواری دربار سلاطین را می‌توان از دلایل مهم کم­اهمیت جلوه نمودن آیین نوروز در اشعار عرفانی برشمرد.