معمای نااطمینانی سیاستی و نوسان بازار سهام: شواهدی از اقتصاد ایران

نویسندگان

1 دانشگاه خلیج فارس

2 دانشگاه علوم پزشکی تهران

doi
10.48308/jfmp.2026.242565.1555
چکیده

هدف: رابطه میان نااطمینانی سیاست اقتصادی و نوسانات بازار سهام، یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در ادبیات مالی است. از یک سو، شواهد تجربی پدیده‌ای موسوم به «معمای نااطمینانی شدید سیاست اقتصادی و نوسان اندک بازار سهام» را گزارش کرده‌اند که مبانی نظری را به چالش می‌کشد. از سوی دیگر، برخی مطالعات بر وجود علیت دو سویه و پویا میان این دو متغیر تأکید دارند. این ابهامات در اقتصاد ایران، که با شرایط ویژه‌ای مواجه است، اهمیت بیشتری می‌یابد. هدف اصلی این پژوهش، ارائه شواهدی نوین و جامع برای روشن ساختن این پویایی‌های پیچیده در اقتصاد ایران است. این تحقیق به طور مشخص می‌کوشد با تفکیک رابطه در گستره زمان و فرکانس، به این پرسش پاسخ دهد که آیا جهت و شدت رابطه علی میان این دو متغیر در افق‌های زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت متفاوت است و آیا معمای مذکور در اقتصاد ایران مصداق دارد یا خیر. روش: این پژوهش با استفاده از داده‌های دوره زمانی 1387 تا 1402 برای اقتصاد ایران و با به‌کارگیری دو رویکرد اقتصادسنجی انجام شده است. برای سنجش پویایی‌های زمانی در رابطه علی، از آزمون علیت گرنجری پنجره غلتان استفاده شد. این روش قادر است تغییرات ساختاری و ناپایداری در رابطه علی را در طول زمان شناسایی کند. در ادامه، برای تحلیل همزمان رابطه در حوزه زمان و فرکانس و تفکیک آن در افق‌های زمانی مختلف، از تکنیک تبدیل موجک پیوسته بهره گرفته شد. این ابزار از طریق تحلیل همدوسی، اطلاعات دقیقی در مورد شدت هم‌حرکتی و جهت علیت (پیشرو یا پیرو بودن متغیرها) در مقیاس‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت ارائه می‌دهد. یافته‌ها: نتایج آزمون علیت گرنجری پنجره غلتان، وجود یک رابطه علی یک‌طرفه و پایدار از نااطمینانی سیاست اقتصادی به نوسان بازار سهام را در کل دوره تأیید کرد. با این حال، این رابطه در بازه زمانی نیمه دوم دهه 1390 معناداری آماری خود را از دست داد که شواهد محکمی برای وجود «معمای نااطمینانی» در اقتصاد ایران فراهم می‌کند. تحلیل موجک پیوسته نشان داد که این رابطه به شدت به افق زمانی وابسته است. در افق کوتاه‌مدت (کمتر از 6 ماه)، رابطه میان دو متغیر ناپایدار بوده و جریان علی اغلب خلاف فاز (معکوس) است، که وجود معمای مذکور را در این افق زمانی تأیید می‌کند. در مقابل، در افق‌های میان‌مدت و بلندمدت (بیش از 6 ماه)، یک رابطه علی مثبت، پایدار و هم‌فاز از سمت نااطمینانی سیاست اقتصادی به نوسانات بازار سهام برقرار است. به عبارت دیگر، در این افق‌ها، افزایش نااطمینانی به طور معناداری منجر به افزایش نوسانات بازار سهام می‌شود که با مبانی نظری کلاسیک کاملاً سازگار است. نتیجه‌گیری: این پژوهش نتیجه می‌گیرد که معمای نااطمینانی سیاست اقتصادی و نوسان اندک بازار سهام در اقتصاد ایران، یک پدیده اساساً کوتاه‌مدت است. در حالی که واکنش‌های بازار در کوتاه‌مدت می‌تواند تحت تأثیر عواملی مانند ریسک‌گریزی شدید و کاهش نقدینگی، خلاف انتظار باشد، رابطه مثبت و بی‌ثبات‌کننده نااطمینانی بر بازار سهام در افق‌های میان‌مدت و بلندمدت به قوت خود باقی است. این تفکیک میان افق‌های زمانی، به حل تناقضات موجود در ادبیات کمک شایانی می‌کند. یافته‌ها برای سرمایه‌گذاران این پیام را دارد که استراتژی‌های خود را باید با توجه به افق زمانی واکنش بازار به شوک‌های سیاستی تنظیم کنند. برای سیاست‌گذاران نیز این نکته را برجسته می‌سازد که برای تضمین ثبات بلندمدت بازارهای مالی، ایجاد یک محیط سیاستی شفاف، پایدار و قابل پیش‌بینی امری ضروری است، زیرا اثرات مخرب نااطمینانی در بلندمدت اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. بنابراین، اتخاذ سیاست‌های اقتصادی شفاف، پایدار و قابل پیش‌بینی برای حفظ ثبات بلندمدت بازار سرمایه امری ضروری است.