تأثیر همزیستی اکتومیکوریزایی بر رشد و فیزیولوژی گیاهچههای بلندمازو (Quercus castaneifolia C. A. Mey.)
نویسندگان
1 دانشآموخته دکترا، گروه بیماریشناسی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، و مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، ، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 استاد گروه بیماریشناسی گیاهی، دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه بیماریشناسی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 استادیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.22092/ijfrpr.2016.106023چکیده
بلندمازو (Quercus castaneifolia) از درختان مهم و صنعتی جنگلهای شمال ایران بوده که بهدلیل بهرهبرداریهای بیرویه بهشدت مورد تخریب قرار گرفته است. ازآنجاکه همزیستی اکتومیکوریزایی نقش مهمی در فیزیولوژی، اکولوژی، مقاومت، تکثیر و زادآوری درختان میزبان و اکوسیستمهای جنگلی ایفا میکند؛ در میان راهکارهای موجود برای بهبود زندهمانی و استقرار، همزیستی میکوریزایی القاء شده (مصنوعی) و تلقیح گیاهچهها با استرینهای قارچی منتخب، بهعنوان روشی کارآمد و دوستدار محیطزیست و نیز جایگزینی برای کودهای شیمیایی و دیگر تیمارهای بهبودبخشی خاک معرفی شده است. در این تحقیق همزیستی اکتومیکوریزایی روی ریزقلمههای بلندمازو برقرار شد تا میزان سازگاری آن با قارچ همزیست مورد استفاده و نیز امکان بهبود خصوصیات فیزیولوژیکی و رویشی آن ارزیابی شود. گیاهچههای بلوط از طریق کشت بافت تکثیر شدند، سپس برقراری همزیستی با قارچ Hebeloma sinapizans انجام شد. اندازهگیری برخی ویژگیهای فیزیولوژیکی، رشدی و نیز وضعیت آبی گیاهچههای تلقیح شده در مقایسه با گیاهچههای شاهد انجام گردید. نتایج نشان داد که برقراری همزیستی اکتومیکوریزایی روی گیاهچههای بلوط، بیومس، سطح و کلروفیل برگ، بیومس ساقه و نیز محتوای آبی گیاهچهها را افزایش داده است. بنابراین با توجه به بهبود وضعیت آبی، افزایش رشد و بیومس و اصلاح خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه تلقیح شده با قارچ میکوریز در مقایسه با شاهد، میتوان برقراری این تعامل اکتومیکوریزایی را راهکاری نوین برای افزایش موفقیت نهالکاری در برنامههای احیایی جنگلهای بلندمازو معرفی کرد.