ردیابی جهش های ژنی مرتبط با مقاومت به بنزیمیدازول ها و استروبیلورین ها در جدایه های Botrytis cinerea جمع آوری شده از انگور در استان آذربایجان غربی
نویسندگان
1 استادیار، گروه گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه.
2 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی، گروه بیماری شناسی گیاهی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران.
3 استادیار، گروه بیماری شناسی گیاهی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران.
doi
چکیده
چکیده کنترل شیمیایی با استفاده از قارچکشها مهمترین روش کنترل Botrytis cinerea در محصولات مختلف به شمار میرود. ولی مدیریت موثر این قارچ مستلزم وجود اطلاعاتی در زمینه وجود و فراوانی سویههای مقاوم به قارچکشها و میزان مقاومت و نیز جهشهای مرتبط با بروز مقاومت است. در این تحقیق حساسیت 103 جدایه B. cinerea که از تاکستانهای مناطق مختلف استان آذربایجان غربی جمعآوری شده بودند، نسبت به کاربندازیم و آزوکسیاستروبین مورد ارزیابی قرار گرفت. در بین جدایههای مورد بررسی، 39 جدایه (38 درصد) به کاربندازیم و 35 جدایه (34 درصد) نسبت به آزوکسیاستروبین خیلی مقاوم بودند. توالییابی بخشی از ژن بتاتوبولین نشان داد که در سویههای مقاوم به کاربندازیم، جهش از GAG به GCG اتفاق افتاده است که منجر به جایگزینی آلانین با اسید گلوتامیک در کدون 198 و بروز فنوتیپ Ben R1 میشود. بررسی توالی بخشی از ژن cyt b مشخص نمود که سویههای مقاوم به آزوکسیاستروبین، یک جهش نقطهای از GGT به GCT داشتند که موجب جایگزینی آلانین با گلایسین در کدون 143 میشود. همچنین یکی از جدایههای حساس به آزوکسیاستروبین دارای اینترون Bcbi-143/144 بلافاصله پس از کدون 143 در ژن cyt b بود. نتایج نشان داد که استفاده از قارچکشهای گروههای بنزیمیدازول و استروبیلورین در مدیریت B. cinerea در تاکستانهای منطقه قابل توصیه نیست. البته با توجه به اینکه سویههای مقاوم به بنزیمیدازولها دارای فنوتیپ Ben R1 بودند، میتوان از دیاتوفنکارب یا زوکسامید به همراه یکی از قارچکشهای بنزیمیدازولی استفاده کرد و سویههای حساس و مقاوم را به طور موثری کنترل نمود.