قدرت نرم و بینالمللیسازی آموزش عالی در پرتو ارتقای جایگاه دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.61838/KMAN.IRPHE.31.1.4چکیده
قدرت، مفهومی چندوجهی، چندسطحی، پیچیده و البته متحول و متغیر دارد و ساخت معنایی آن از ماهیت «سخت» به «نرم» دگرگون شده است. با گرایش سیستم بین الملل به جهانی چندقطبی تر در دهه حاضر (البته با ماهیتی شکننده و با برتری نسبی ایالات متحده)، قدرت نرم سهم بیشتری در معادلات نظام بین الملل پیدا کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی جایگاه بین المللی آموزش عالی در سیاست خارجی و نقش آن در قدرت نرم کشورها در دوران حاضر است. در این راستا، با عنایت به مبادی تئوریک نوین قدرت نرم در سیاست خارجی و با روش توصیفی-تبیینی، این پرسش و اهداف چندسطحی و مکمل مورد ارزیابی قرار گرفته است که با بررسی معنایی قدرت نرم نظام آموزش عالی و ارتباط دوسویه آن با دیپلماسی عمومی، جایگاه و اهمیت نظام آموزش عالی (دانشگاه) به مثابه توانمندی و ظرفیت ملی در سیاست خارجی چگونه است؟ در پاسخ این فرضیه مفصل بندی شده است که، نظام آموزش عالی تجلی فرهنگی، ارزشی و اجتماعی قدرت نرم است و با تنوع سازی در سیاست خارجی، بین المللیسازی آموزش عالی با هدف متمایل نمودن افکار عمومی در کشورهای هدف به اهداف و منافع ملی کشور مجری در چارچوب دیپلماسی عمومی، ظرفیت ها و توانایی های آموزش عالی کشور را در اختیار دستگاه سیاست خارجی و تحقق منافع ملی قرار می دهد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که، بین قدرت نرم، دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی ارتباطی عمیق وجود دارد و بازیگران موفق به تنوع سازی در عرصه سیاست خارجی اقدام کرده اند. بازیگران رسمی و غیررسمی قدرت نرم متفاوت بوده و عمومی ترین آنها شامل نظام آموزش عالی، بازیگران عرصه فرهنگ و ورزش، رسانه ها و کنشگران عرصه اقتصاد می باشند. نظام آموزش عالی به عنوان یکی از کارگزاران قدرت نرم، ماهیتی عمدتاً اجتماعی-فرهنگی دارد و تجلی اراده ملت ها در سیاست خارجی است و تجربیات متفاوت و همسوی کشورها نشانگر رقابتی تنگاتنگ و پیچیده است. از سویی نیز، بین المللی سازی آموزش عالی، ظرفیت ها و توانایی های آن را در اختیار دستگاه سیاست خارجی و تحقق منافع ملی قرار داده است که در سیاست خارجی ایران مغفول مانده است.