رویکرد تاپسیس و قانون گرا در الگوسازی کنترل داخلی بهینه

نویسندگان

1 گروه حسابداری، واحد بین الملل کیش ، دانشگاه آزاد اسلامی ، جزیره کیش ایران

2 دانشیارگروه حسابداری،واحدتهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران،ایران

3 دانشیار حسابداری، مجتمع دانشگاهی حضرت ولیعصر(عج)، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
چکیده

چکیدهکنترل‌های داخلی، فرآیندی است که به‌منظور کسب اطمینان معقول از تحقق هدف‌های سازمانی صورت می‌گیرد. طراحی و استقرار مناسب سامانه‌های کنترل داخلی در واحدهای اقتصادی، یکی از مهم‌ترین عوامل تحقق اثربخشی و کارایی عملیات، ارتقای پاسخگویی، شفافیت مالی، رعایت قوانین و مقررات و کمک به پیشگیری از تقلب و سوءاستفاده‌های مالی به شمار می‌رود. هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر کنترل داخلی مطلوب و ارائه الگوی مطلوب کنترل داخلی می باشد. بدین منظور، از بین معیارهای نظام راهبری مطرح شده طبق نظر خبرگان، معیارهای نسبت مالکان نهادی،استقلال کمیته حسابرسی و تخصص مالی اعضای هیات مدیره، بالاترین رتبه در تبیین کنترل داخلی مطلوب را دارد. در ادامه با استفاده از این معیارهای نظام راهبری و در بین 167 شرکت بورسی، به تحلیل همبستگی معیارهای نظام راهبری و مطلوبیت کنترل داخلی با استفاده از الگوریتم انالیز همسایگی اقدام شد که نتایج، حاکی از تاثیر بالای نسبت مدیران غیرموظف، نسبت مالکان نهادی، تخصص کمیته حسابرسی جهت تبیین کنترل داخلی مطلوب بود. همچنین نتایج تحقیق، دلالتگر نزدیک بودن نظر خبرگان و همچنین تحلیل آماری الگوریتم هوش مصنوعی با داده های تاریخی می باشد. این نتایج نشان می‌دهد که با توجه به نقش راهبری شرکتی در استفاده بهینه از منابع، ایفای مسئولیت پاسخگویی، رعایت حقوق ذی‌نفعان و شفافیت مالی، افزایش اعتماد به کنترل داخلی موردتوجه قرار می‌گیرد.