ارزیابی کارایی زنبور پارازیتویید Lysiphlebus fabarum (Marshall) (Hym., Braconidae) پرورش‌یافته روی شته‌ی سیاه باقلاAphis fabae Scopoli ، به منظور کنترل شته‌ی جالیز Aphis gossypii Glover

نویسندگان

1 دانشیار گروه گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز.

2 استادیار بخش تحقیقات گیاه‌پزشکی، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان هرمزگان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، بندرعباس.

3 استادیار گروه گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز.

4 دانشجوی دکتری گروه گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز.

5 دانشیار گروه گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز.

doi
چکیده

چکیده شته­ی جالیز Aphis gossypii یکیاز آفات  خسارت ­زای مهم در مزارع و گلخانه­های صیفی و سبزی است. بررسی شاخص­های زیستی مرتبط با کارایی دشمنان طبیعی یکی از راه­کارهای کنترل کیفی عوامل بیولوژیک قبل از رهاسازی محسوب می­شود. در این مطالعه ویژگی‌های زیستی (نرخ پارازیتیسم، نرخ ظهور و نسبت جنسی) جمعیت جنسی زنبور       Lysiphlebus fabarum   روی سنین مختلف رشدی شته‌ی جالیز بررسی شد. همچنین شاخص‌های مهم در شایستگی نتاج (اندازه‌ی بدن، طول دوره‌ی رشدونمو، میزان باروری و طول عمر) مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج به‌دست آمده زنبور L. fabarum قادر بود تمام سنین پورگی شته‌ی جالیز را به‌خوبی پارازیته کند. در تمام شاخص­های زیستی مورد بررسی به‌جز اندازه‌ی تخم، اختلاف معنی­داری بین زنبورهای حاصل از چهار سن پورگی مشاهده شد به صورتی که رشد و نمو زنبور در پوره‌های سن دوم و سوم میزبان باعث تولید نتاج با ویژگی­های زیستی مطلوب­تری نسبت به سایر مراحل رشدی شته شد. درمجموع نتایج پژوهش حاضر این نوید را می­­دهد که بتوان از این پارازیتویید در برنامه­های کنترل بیولوژیک شته­ی جالیز استفاده نمود؛ هرچند این نتایج باید در شرایط گلخانه­ای و مزرعه­ای نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.