مسألۀ کیفیات ثانویه در فلسفۀ ابن سینا
نویسندگان
1 دانشگاه هنر
doi
10.22059/jihs.2019.281553.371481چکیده
کیفیات ثانویۀ اشیاء و تمایزشان با کیفیات بهاصطلاح اولیه از مباحث مهم و برجستۀ در صدر تاریخ فلسفه و علمشناسی جدید بوده است . صورتبندیهای اولیه و جدی و تأثیرگذار این کیفیات با نام گالیله و لاک پیوند خورده است.اما توجه به ویژگی خاص این نوع کیفیات اشیاء در تاریخ فکر و فلسفه بیسابقه نبوده است و ریشههای آن را در مباحث فیلسوفان یونانی و متفکران قرون وسطی نیز میتوان دید.ابن سینا از جمله فیلسوفانی است که در ذیل بحث از کیفیات محسوسۀ اشیاء در طبیعیات و علم النفس به این موضوع وارد شده است.ابن سینا نیز بر دشواری اثبات وجود عینی این کیفیات در اشیاء صحه میگذارد و گزارشی از سابقۀ این بحث در میان متفکران یونانی بهدست میدهد. سپس به تفصیل و جداگانه به کیفیات محسوسۀ مربوط به هر کدام از حواس پنج گانه میپردازد و در بارۀ نحوۀ وجود این کیفیات در خارج بحث میکند. داوری ابن سینا در بارۀ وجود عینی این کیفیات یکسان نیست و احکام متفاوتی در بارۀ کیفیات ادراکی مربوط به سامعه و باصره و لامسه و ذائقه و شامه دارد. در این مقاله به مسألۀ کیفیات ثانویه در فلسفۀ ابن سینا و رأی او در باب وجود عینی یا ذهنی این کیفیات بر حسب قوای گوناگون حسی پرداخته میشود.