بازخوانی انتقادی تقسیمبندیهای جرم محال: مطالعهای تطبیقی در کامنلا و حقوق کیفری ایران، عراق، مصر و اردن
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوقِ دانشکده ادبیات و علوم انسانیِ دانشگاه لرستان، ایران، خرمآباد
doi
10.22091/dclic.2025.13721.1108چکیده
جرم محال همچنان در بعد نظری از مسائل پیچیده و در مقام عمل از مشکلات دردسرساز حقوق کیفری است. نظریهپردازان برای منقح ساختن آن دسته از جرائم غیرممکنِ سزاوار مجازات، معیارهایی برای تقسیمبندی ارائه دادهاند که رایجترین آنها، دو نوع تقسیمبندی است: تقسیم به مطلق و نسبی و تقسیم به قانونی و واقعی. دستهبندی اول در برخی کشورهای عربی رایج بوده و تقسیم دوم بهطور گسترده در کامنلا پذیرش داشته است. سیستم حقوقی ایران نیز بر اساس آخرین تغییرات سال ۹۲ به تقسیم دوم متمایل است. سؤال مهم این است که کدام تقسیمبندی توانسته مبنای دقیقتری برای تفکیک انواع جرم محال ارائه دهد بهگونهای که بتوان ضمن تمییز مفهومی، تشخیص عملی مصادیق را روشنتر نمود تا از این رهگذر جرم محالِ قابل مجازات تعیین شود؟ این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و با اتخاذ رویکردی انتقادی به نظریهها، مثالها و تعاریف مطرح در کامنلا و برخی کشورهای عربی، به این نتیجه رسیده است که تجربه قضایی و مثالهای حقوقیِ ناسازگار نشان داده که هیچکدام از این دو رویکرد نتوانسته تصویر روشنی از «جرم» محال ارائه دهد. هر کدام ازنظریهها دچار اختلاط درونی و بیرونی هستند و هیچکدام مبنای نظری روشنی برای تمییز ارائه ندادهاند. تا زمانی که بتوان به مبنای دقیقتری در خصوص تقسیم ماهوی جرم محال رسید، شاید بهترین راهکار برای واکنش کیفری -به تبع برخی نویسندگان کامنلایی- این باشد که جرم محال را در صورتی قابل مجازات بدانیم که قصد مجرمانه بهوضوح اثبات شود و اقدامات انجامشده فراتر از اعمال مقدماتی و حاکی از خطرناکی عینی باشد.