از کنترل تا یادگیری: تبیین فرهنگ سازمانی سلسله‌مراتبی دوسوتوان در سازمان‌های عمومی

نویسندگان

1 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه هوایی شهید ستاری، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشگاه علوم انتظامی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحدعلوم و تحقیقات، تهران، ایران

doi
چکیده

زمینه و هدف: توازن هم‌زمان میان بهره‌برداری و اکتشاف، پیش‌شرط پایداری و اثربخشی سازمان‌ها در بلندمدت است. با این حال، چگونگی تحقق دوسوتوانی در بستر فرهنگ‌های سلسله‌مراتبی با خلأ نظری مواجه است. هدف این پژوهش، تبیین و طراحی الگوی فرهنگ سازمانی سلسله‌مراتبی دوسوتوان در سازمان‌های عمومی با تمرکز بر گذار از کنترل تا یادگیری از طریق تلفیق مدل ارزش‌های رقابتی کمرون و کویین و الگوی سه‌سطحی فرهنگ سازمانی است. روش‌شناسی: این پژوهش از نظر ماهیت در زمره تحقیقات کاربردی قرار می‌گیرد و از حیث رویکرد گردآوری داده‌ها، با رویکرد کیفی انجام شده است. جامعه آماری را خبرگان دانشگاهی و اجرایی آشنا با حوزه مدیریت رفتار سازمانی و فرهنگ سازمانی تشکیل می‌دهند. فرایند نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند صورت گرفت و پس از رسیدن به نقطه اشباع نظری، تعداد مشارکت‌کنندگان به 15 نفر محدود گردید. داده‌های پژوهش به‌طور میدانی و از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها، از رویکرد تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌ها: بر اساس تحلیل داده‌های پژوهش سطح مفروضات بنیادی فرهنگ دوسوتوان برای فرهنگ سلسله‌مراتبی شامل سه مضمون فراگیر تعادل پویای کنترل و یادگیری (باور به پیوستگی میان نظم و نوآوری و استفاده از کنترل به‌منظور توانمندسازی)، قدرتِ توانمندساز نه محدودکننده(اقتدار به‌عنوان چارچوب تصمیم‌سازی جمعی و مدیر به‌عنوان مربی) و ثبات در خدمت تحول (تغییر در مرزهای امن و پایدارسازی نوآوری در ساختار رسمی) و  سطح ارزش‌های اعلام‌شده فرهنگ دوسوتوان برای فرهنگ سلسله‌مراتبی شامل سه مضمون فراگیر کارایی مبتنی بر نوآوری (نظام‌مند کردن نوآوری، تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد یادگیری و مدیریت هزینه و کیفیت خدمات از طریق نوآوری)، نظم خلاق(چارچوب رسمی برای تفکر خلاق و نهادینه سازی بهبود مستمر در بستر انضباط) و نوآوری نظام مند(شفافیت در ساختار و فرآیند نوآوری در سازمان و نهادینه سازی نوآوری نظام مند) و سطح مصنوعات و نمادهای فرهنگ دوسوتوان برای فرهنگ سلسله‌مراتبی با سه مضمون  ساختارهای رسمیِ یادگیرنده (تیم‌های بین‌واحدی در ساختار رسمی و نظام ارزیابی عملکرد دوسویه)،  آیین‌های انضباطی–خلاقانه(جشنواره‌های بهبود فرآیند و مستندسازی دستاوردهای نوآورانه) و زبان سازمانی ترکیبی (ترویج واژگان هم‌زمانِ کارایی و یادگیری و روایت‌سازی از موفقیت‌های هیبریدی) بود. نتیجه‌گیری: الگوی نهایی پژوهش بیانگر آن است که با طراحی آگاهانه لایه‌های فرهنگی، سازمان‌های عمومی قادر خواهند بود ضمن حفظ انسجام، پاسخ‌گویی و کارایی، زمینه یادگیری مستمر، نوآوری نظام‌مند و تحول تدریجی را نیز به‌طور پایدار در ساختار رسمی خود نهادینه کنند.