الگوی رهبری متناسب با عصر دیجیتال در سازمانهای دفاعی: رویکرد دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانش آموخته گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیارگروه مدیریت، دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری ، تهران، ایران
3 استادیار گروه مدیریت دولتی، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
زمینه و هدف: عصر دیجیتال با ویژگیهایی نظیر تحول سریع فناوری، انفجار دادهها، تهدیدهای سایبری، و تغییر ساختارهای ارتباطی و اطلاعاتی، سازمانهای دفاعی را با چالشهای بیسابقهای در حوزه فرماندهی و رهبری مواجه ساخته است. الگوهای سنتی رهبری که مبتنی بر سلسلهمراتب خطی، تصمیمگیری متمرکز و کنترل فیزیکی هستند، در برابر پویاییها و پیچیدگیهای محیط دیجیتال کارایی لازم را ندارند. از این رو، شناسایی و طراحی الگویی بومی و متناسب از رهبری که بتواند ضمن حفظ اصول راهبردی دفاعی، هماهنگی با فناوریهای نوین، سرعت واکنش، امنیت سایبری، و انعطافپذیری سازمانی را تأمین کند، موضوعی است که در این پژوهش به آن پرداخته میشود. روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، آمیخته است. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۶ نفر از خبرگان علمی و اجرایی سازمانهای دفاعی گردآوری و با استفاده از الگوی کدگذاری سهمرحلهای استراوس و کوربین تحلیل شد. در بخش کمی، نمونه آماری شامل ۱۲۰ نفر از مدیران اجرایی سازمانهای دفاعی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جهت اعتبارسنجی الگوی استخراجشده از بخش کیفی، از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده گردید که نتایج حاکی از تأیید الگو بود. یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که روندهای آینده و شرایط محیطی به عنوان شرایط علّی و زمینهای، ضرورت شکلگیری رهبری دیجیتال را آشکار میسازند. در مقابل، چالشهای سیاسی–قانونی، اجتماعی–امنیتی و اقتصادی نقش شرایط مداخلهگر را ایفا میکنند. پدیده محوری این پژوهش «رهبری دیجیتال در سازمانهای دفاعی» است که در چهار کارکرد اصلی شامل راهبری فرهنگ دیجیتال، راهبری استراتژی دیجیتال، هدایت فرایندها و هدایت سرمایههای انسانی تبلور مییابد. راهبردهای تحقق این پدیده در قالب شایستگیهای رهبران دیجیتال (دانش و آگاهی، مهارت و توانایی، نگرش و بینش) شناسایی شد. در نهایت، پیامدهای الگو در دو سطح سازمانی (بهبود شفافیت، پاسخگویی، کیفیت خدمات) و اجتماعی (افزایش مشارکت و همسویی مردم با دولت) طبقهبندی گردید. نتیجهگیری: بازطراحی نظامهای جذب، آموزش و ارزیابی رهبران دفاعی بر مبنای مؤلفههای شناساییشده در این پژوهش، یک ضرورت راهبردی برای بقا و کارآمدی در محیط پیچیده و پویای دیجیتال محسوب میشود.