الگوی برند منابع انسانی در سازمان های دولتی با توجه به تغییرات مشاغل در آینده
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، مدیریت دولتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد، گروه مدیریت دولتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد، گروه مدیریت دولتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
زمینه و هدف: تحولات شغلی و فناوری در سازمانهای دولتی، نیازمند بازنگری در نحوه مدیریت و برندینگ منابع انسانی است. برند منابع انسانی بهعنوان ابزاری راهبردی، میتواند همزمان جذابیت شغلی، تعهد کارکنان و بهرهوری سازمانی را ارتقا دهد و از اهمیت راهبردی برخوردار است. بر این اساس، در این پژوهش به طراحی و ارائه الگوی برند منابع انسانی در سازمانهای دولتی با توجه به تغییرات مشاغل آینده است پرداخته میشود.روششناسی: این پژوهش از نوع کیفی و اکتشافی بوده و با بهرهگیری از رویکرد تحلیل مضمون و ترکیب دیدگاههای اتراید و استرلبگ انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان منابع انسانی و مدیران سازمانهای دولتی گردآوری شد و برای استخراج مضامین، سه مرحله تحلیل شامل شناسایی مضامین پایه، مضامین سازماندهنده و مضامین فراگیر دنبال گردید. همچنین، اعتبار و پایایی دادهها با روشهای همبستگی بین محققان و بررسی تطابق با شواهد میدانی و اسناد سازمانی سنجیده شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که برند منابع انسانی در سازمانهای دولتی با توجه به تغییرات مشاغل آینده شامل چهار مضمون فراگیر است؛ ارزش پیشنهادی کار آیندهمحور (تجربه شغلی پویا و یادگیرنده، انعطاف و امنیت در توازن شغلی، جذابیت مأموریت عمومی دولت)، تصویر ذهنی برند در دولت تحولگرا (کارفرمای نوآور و فناورمحور، کارفرمای پاسخگو و اخلاقمدار، برند انسانی و تجربهمحور)، تقویت تعلق و تعهد کارکنان به برند (فرهنگ تعلق و هویت سازمانی، مشارکت و همبرندسازی کارکنان، تجربه مثبت از فرایندهای منابع انسانی) و سازوکارهای راهبری برند منابع انسانی در بخش دولتی (یکپارچگی سیاستهای منابع انسانی و برند، مدیریت برند مبتنی بر داده و شواهد، بومیسازی برند در بخش عمومی ایران).نتیجهگیری: توسعه برند منابع انسانی در سازمانهای دولتی با تمرکز بر ارزش پیشنهادی کار آیندهمحور، تصویر ذهنی تحولگرا، تقویت تعلق و تعهد کارکنان و سازوکارهای راهبری مؤثر میتواند به ارتقای جذابیت سازمان بهعنوان کارفرما، بهبود روحیه و تعهد کارکنان و افزایش بهرهوری منابع انسانی منجر شود. این یافتهها چارچوبی راهبردی برای طراحی و مدیریت برند منابع انسانی در بخش دولتی ارائه میکنند.