اراده و تأثیر آن بر مسئولیت جنایی؛ با رویکرد به نظام حقوقی کشورهای اسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس، ایران، تهران
doi
10.22091/dclic.2024.2779چکیده
امروزه در اغلب نظامهای حقوقی جهان، در پیِ دگرگونیهای بنیادین قانونی و تحت تأثیر یافتهها و آموزههای نوین در عرصه مسئولیت جنایی، ضرورت احراز شرایط و اوصاف پیشینی و مقدم بر التزام شخص به تحمل عواقب رفتار مجرمانه، مورد تأکید قرار گرفته است؛ بر این پایه است که در مواد قانونی متعدد بهتصریح یا بهتلویح از ضرورت آگاهی و اراده (علم و عمد) یاد شده است. در این میان، توجه ویژه به اراده و مؤلفههای اساسی آن یعنی درک، سنجش، خواست درونی، تنفیذ و نیز تحلیل اثر ایراد خدشه بر هر یک از آنها در حوزه موانع تحقق مسئولیت جنایی ضروری است. در روند تکوین رفتار ارادی، بههمپیوستگی نظاممندی بین مؤلفههای آن مشهود است. ایراد خلل به هر مؤلفه، رفتار ارتکابی را از اتصاف به وصف ارادی خارج میکند؛ در حقیقت، ایراد خدشه به مؤلفه یا مؤلفههایی از اراده، زوال تام یا نسبی مسئولیت جنایی را در پی خواهد داشت. اثبات وجود اراده در همه جرائم، خواه عمدی یا غیرعمدی ضروری است و این موضوع بیش از آنکه جنبه قانونی داشته باشد، جنبه طبی ـ تخصصی دارد. برداشت مُجمل قانونگذار کیفری از مفهوم اراده و تعبیر کلی وی در این زمینه از چالشهای مهم قانون مجازات اسلامی در بخش مسئولیت جنایی است. در نظام حقوقی اغلب کشورهای اسلامی، قانونگذار کیفری ضمن بازشناسی مفهوم اراده از سایر مفاهیم بهظاهر متشابه ازجمله قصد و عمد و اختیار به اثر مترتب بر ایراد خدشه به هر مؤلفه از مؤلفههای اراده، بهمثابه یک کِیف نفسانی توجه داشته و بهطور مشخص، ضمن تأکید بر ضرورت احراز اراده آزاد در ارتکاب رفتار، بدون انحصار در یک چهارچوب مشخص یا از پیش تعیین شده، بر اهمیت نظر کارشناسی و تخصصی در احراز وجود یا نبودِ اراده تأکید کرده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای، تلاش میشود ضمن تبیین ماهیت و اهمیت اراده، رویکرد قانونگذار در این رابطه مورد تحلیل و نقد واقع شود.