تحلیل ساختاری داستان مریم مقدّس به روایت قرآن کریم

نویسندگان

1 دانشجوی دانشگاه حکیم سبزواری

2 هیئت علمی دانشگاه حکیم سبزواری

3 دانشجوی دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22054/ajsm.2012.5498
چکیده

«روایت‌شناسی» علم مطالعة نظام‌مند روایت است که از حدود سال 1960میلادی موارد دورة روایت‌شناسی یا ساختارگرایی می‌شود. نظریّه‌پردازان آن دوره در پیِ تحلیل ساختاری روایت برآمدند؛ از آن جمله تقسیم روایت به پاره‌ها، بخش‌پاره‌ها و کُنش‌های تشکیل‌دهندة آن است. از مهم‌ترین و شناخته شده‌ترین روش‌های تربیتی که در اکثر جوامع کاربرد دارد و در قرآن کریم نیز مورد تأکید قرار گرفته است، روش الگوگیری از پیامبران و رهبران الهی، به‌عنوانبهترین نمونه‌ها و سرمشق‌ها برای بشر، می‌باشد. در این پژوهش به بررسی و تحلیل داستان حضرت مریم(س) در قرآن پرداخته می‌شود و پس از نشان دادن کُنش‌های این روایت، ساختار کلّی داستان، ارتباط پیرنگ و درون‌مایه با ساختار و شخصیّت‌ها و نوع کُنش آنها بررسی می‌گردد. در پایان نیز نتایج به‌صورت جدول‌ها و نمودارهایی که حاصل این پژوهش است، نشان داده می‌شود.