تعیین بهترین زمان مبارزه با پورههای ملخ کوهاندار تاغ Dericorys albidula با استفاده از ترکیبهای هورمونی (IGRs)
نویسندگان
1 موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، تهران - ص. پ. 116- 13185
2 موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، تهران - ص. پ. 116- 13185
3 موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، تهران - ص. پ. 116- 13185
4 موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، تهران - ص. پ. 116- 13185
doi
چکیده
ملخ کوهاندار تاغ یکی از آفات مهم در اکثر تاغکاریهای ایران، به خصوص تاغزارهای استانهای اصفهان، سمنان، تهران (ابردژ ورامین) و خراسان می باشد. این بررسی برای ارزیابی چند حشره کش روی ملخ فوق طی دو سال در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تیمار و سه تکرار در تاغزارهای شهرستان اردستان انجام گرفت. تیمارها شامل مواد شبه هورمونی دیفلوبنزرون (به صورت دو فرمولاسیون پودری و روغنی)، نومولت و آب به عنوان شاهد بود. آزمایش روی پورههای سنین 2 و3 و بعد پورههای سنین 4 و5 با سمپاشی درختچه های تاغ و محبوس کردن آنها در قفسهای توری انجام شد. تعداد تلفات پورهها در هر مرحله 5 ،10 و 15 روز پس از محلولپاشی شمارش شده و نتایج حاصل مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. میزان تلفات پورههای سنین 2 و3 برای دیمیلین روغنی، نومولت و دیمیلین پودری 15 روز پس از محلولپاشی به ترتیب 73 ، 61 و 23 درصد بود. همچنین تلفات پورههای سنین 4 و 5 به ترتیب برابر با 56 ، 44 و 23 درصد بوده است. طبق نتایج بدست آمده از این بررسی، در سطح 1% اختلاف معنیداری بین تیمارهای بکاربرده شده وجود داشت. گروه بندی تیمارها (آزمون دانکن) در سطح 1% نشان داد که دیمیلین روغنی بیشترین تأثیر و دیمیلین پودری کمترین تأثیر را در کنترل پورههای سن 2 و 3 و همین طور 4 و 5 داشته و نومولت حد فاصل بین دو فرآورده فوق بوده است. نتایج حاصل از بکارگیری ترکیبهای هورمونی و تجزیه واریانس آنها نشان داد که استفاده از آنها روی پورههای سنین پایین (2 و 3) مؤثرتر بوده است.