بررسی تغییر اقلیم و روند بارش و دمای آینده در حوزۀ آبخیز سد کارده
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکدۀ منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
2 دانشیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکدۀ منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
3 دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکدۀ مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
doi
10.22034/jdmal.2025.2048201.1493چکیده
بارش و دما متغیرهای مهم برای ارزیابی تأثیر تغییر اقلیم هستند. تغییر اقلیم با تغییر در الگوهای بارندگی و دما، تأثیر بارزی بر چرخۀ آب و ویژگیهای هیدرولوژی حوزههای آبخیز دارد. در پژوهش حاضر تغییرات اقلیمی دما و بارش حوضه سد کارده با استفاده از مدل سری CMIP6 تحت سه سناریوی خوشبینانه SSP126، حد واسط SSP245 و بدبینانه SSP585، برای دورۀ آینده (1414-1400) نسبتبه دورۀ پایه (1370-1393) با مدل ریزمقیاس نمائی SDSM مورد بررسی قرارگرفت. سپس برای بررسی روند دادهها از آزمون منکندال استفاده شد. بررسی نتایج اجرای مدل SDSM حاکی از آن است که در سالهای آینده بیشترین میزان افزایش بارش در سناریوهای مورد بررسی، مربوط به ماه اسفند در فصل زمستان و کمترین میزان بارش مربوط به ماههای خرداد، تیر، مرداد و شهریور در فصلهای بهار و تابستان خواهد بود. همچنین بیشترین افزایش دمای حداقل ایستگاه سد کارده و مارشک برای دیماه در فصل زمستان و بیشترین افزایش دمای بیشینه برای تیرماه در فصل تابستان رقم خواهد خورد. نتایج آزمون منکندال نیز نشان داد که در سناریوهای مورد بررسی مقدار بارندگی، دمای حداقل و دمای بیشینه بدون روند یا دارای نوساناتی هستند. به جز بارش ایستگاه گوشبالا در سناریوی SSP126 که دارای روند منفی معنیدار و متغیر بیشینه دمای ایستگاه سد کارده در سناریوی SSP585 که دارای روند مثبت معنیدار میباشد. بهطور کلی میتوان گفت در تمامی سناریوها افزایش دما در دوره آینده در مقایسه با دوره پایه رخ خواهد داد، در حالیکه میزان بارش بسته به ماهها و فصول مختلف و باتوجه به کوهستانی بودن حوضه سد کارده افزایش یا کاهش نشان میدهد.