علم عقود ابنیه: کلیدی برای فهم نسبت علم و معماری در جهان اسلام

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده مهندسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران

2 عضو هیات علمی گروه مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی، ایران

doi
10.22059/jihs.2019.285925.371498
چکیده

علم عقود ابنیه نخستین بار به این نام در ارشاد القاصد ابن اکفانی (سدۀ 8ق) یاد شده است؛ اما تأمل در تعریف و متون منسوب به آن معلوم می‌کند که این علم پیشینه‌ای کهن‌تر دارد. نخستین نشانه‌های آن در احصاء العلوم فارابی و با عنوان «علم ریاست بنا» یافت می‌شود. هیچ متنی از دوران اسلامی به‌دست ما نرسیده است که انتساب به این علم در آن، یا در دانشنامه‌ها، تصریح شده باشد؛ فقط سخن از این است که ابن هیثم و ابوبکر کرجی در این علم تصنیفاتی داشته‌اند. دانشوران احتمال داده‌اند که کتاب‌های این دو مهندس برجسته گم شده باشد؛ اما این احتمال نیز می‌رود که کتاب‌های ایشان به‌خطا به نام علم دیگری، مانند هندسۀ عملی، شهرت یافته باشد. تصور اجمالی‌ای که از موضوع و هدف و کاربرد این علم از منابع اولیۀ طبقه‌بندی علوم به‌دست می‌آید به داوری در بارۀ این کتاب‌ها و شناسایی متون احتمالی دیگر متعلق به علم عقود کمک می‌کند. از این طریق، درمی‌یابیم که بخش مهمی از کتاب اجرائاتِ الحفورِ و الأبنیۀ ابن هیثم، بخش‌هایی از إنباطُ المیاه ابوبکر کرجی، و تمامی رسالۀ مجهول‌المؤلف معروف به رسالۀ اعمال و اشکال در همین علم است. این شناسایی و سپس برررسی محتوای این رساله‌ها تصویر روشن‌تری از علم عقود ابنیه، به منزلۀ علم اصلی مربوط به معماری در نظام علوم دوران اسلامی، به‌دست می‌دهد و اهمیت بررسی آن، مستقل از علم هندسۀ عملی، را آشکار می‌کند. از این بررسی، معلوم می‌شود که این علم فروتر از مرتبۀ علم هندسۀ نظری (که مهندسان نظری یا عالمان هندسه متکفل آن بودند)، و فراتر از علم هندسۀ عملی (که صانعان و بنّایان با آن سروکار داشته‌اند) بوده است و معماران و سربنّایان بدان عالم بوده و در آن مهارت داشته‌اند.