ایستادن در آستانهٔ حقوق: بازآراییِ روششناسیِ علم حقوق در پرتو همبستگی متقابل حقوق و سیاست
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی ایران
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه علوم پزشکی مشهد
doi
10.22091/cpl.2026.15068.1091چکیده
بحرانِ کنونیِ حقوق فراتر از نقضِ هنجارها، ماهیتی وجودی دارد که باید آن را «تعلیقِ افقِ قاعدهمندی» نامید؛ وضعیتی که در آن، حقوق کارایی خود را بهعنوان ابزارِ نظمبخشی به زیستِ جمعی و ساختارِ دولت از دست داده است. این پژوهش با اتخاذِ رویکردی انتقادی نشان میدهد که روششناسیهای رایج در علم حقوق (پوزیتیویسم و هنجارگرایی و تفسیرگرایی)، به دلیلِ ابتنا بر پیشفرضِ «ثباتِ نظم»، در مواجهه با این وضعیتِ آستانهای ناکارآمدند و کنشهایِ حیاتی برای بقای نظم را یا نادیده میگیرند و یا به حوزهٔ زورِ عریان میرانند. مقاله برای عبور از این بنبست، مفهوم «کنشِ مؤسِّسِ حقوق» را صورتبندی میکند؛ کنشی که در شرایطِ تعلیقِ نظم پیش از آنکه متکی به متن قانون باشد، از دلِ وضعیتِ انضمامی بر میخیزد و با «تفسیرِ اساس» و بازسازیِ «وحدتِ سیاسی»، امکانِ زایشِ مجددِ قاعده را فراهم میآورد. درنهایت با معرفیِ «روششناسیِ تأسیسی»، الگویی ارائه میشود که در آن حقوقدان با گذار از فرمالیسمِ حقوقی و پذیرشِ مسئولیتِ هستیشناختی در قبالِ «شرطِ امکانِ حقوق»، بهمثابهٔ سوژهای تأسیسی از فروپاشیِ شیرازهٔ نظمِ نهادی جلوگیری میکند.