تأملی بر بازتاب اندیشه رواقی در تکوین حقوق عمومی
نویسندگان
1
2
doi
10.22091/cpl.2026.15532.1104چکیده
مکتب رواقی با گذار از «انسان سیاسی» ارسطویی به «انسان جهانی» و طرح مفهوم «قانون عام طبیعی»، شالودهٔ اخلاقی حقوق عمومی نوین را بنیان نهاد. پژوهش حاضر با روش توصیفیتحلیلی و رویکردی انتقادی، به واکاوی مبانی نظری این مکتب و تأثیر آن بر تکوین مفاهیم بنیادین حقوق عمومی نوین و سپس به بررسی ظرفیتها و محدودیتهای آن در سپهر حقوق عمومی میپردازد. یافتهها نشان میدهد که رواقیان با ابتنای حقوق بر «لوگوس» (عقلانیت جهانشمول) و ترسیم «انسان استعلایی»، نخستین صورتبندی از کرامت ذاتی و جهانوطنی را ارائه کردند. این اندیشهها بهویژه از طریق حقوق روم، تأثیر شگرفی بر شکلگیری حقوق بشر و حقوق عمومی مدرن گذاشتند. بااینحال، مقاله استدلال میکند که اندیشه رواقی با محدودیتهای ساختاری مواجه است که آن را از جایگزینی با نظریههای مدرن حقوق اساسی ناتوان میسازد. درنهایت، با بازخوانی «عقلانیت عملی» در برابر «عقلانیت ابزاری» مدرن، تبیین میشود که رواقیگری نه بهعنوان یک نظام نهادی، بلکه بهمثابه یک «ایدئال تنظیمی» و پشتوانه اخلاقی برای مشروعیتبخشی به حقوق بشر، کرامت انسانی، نقد قوانین ناعادلانه در حقوق معاصر و ارتقای مشروعیت هنجاری به حقوق، کاربستپذیر است.