بنیان های نظریۀ چندمعیاری (تلفیقی) ابن سینا در کنش های اخلاقی و اهمیت عقل عرفی

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشگاه شاهد

3 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22054/wph.2026.90486.2372
چکیده

رهیافت تلفیقی در اخلاق، طرح ملاک‎های سه‎گانه در سنجش کنش‎های انسانی، اهتمام و اعتناء به نقش عرف و عقل جمعی در ظهوردادن بخشی از نظام اخلاق از دستاوردهای بنیادین فلسفۀ ابن‎سینا محسوب می‏گردد. برخلاف دیدگاه رایج و مسلط در میان پژوهشگران و حتی متفکران حوزۀ فلسفۀ اسلامی و ادعای فقدان نظریه یا رویکرد اخلاقی در میان فیلسوفان اسلامی، تبیینی صحیح و بنیادین از اندیشه‎های فارابی و ابن‏سینا می‏تواند نادرستی مفروضات ادعایی را عیان سازد. افزون‎برآن، دیدگاهی که بر فقدان اندیشه‎های اخلاقی در دوران پس از فارابی و به‎طور خاص امتناع آن در فلسفۀ ابن‏سینا تأکید می‏کند، ریشه در ناآگاهی نسبت به آراء، آثار، رویکردها و اندیشه‎های مهم بوعلی دارد.  یکی از ابداعات خاص ابن‎سینا در باب اخلاق، مطرح‏ساختن رهیافت تلفیقی ملاک‏ها در سنجش درستی و نادرستی کنش‎های اخلاقی و فهم خاستگاه‎های «شایست و ناشایست» أعمال آدمیان است. نه‌تنها التفاتی صحیح به این رویکرد در بررسی اندیشه‎های ابن‏سینا در باب اخلاق نشده است، بلکه می‎توان ادعا کرد که همانند نظریۀ «زمینه‎مندی عرفی» دستگاه اخلاق در فلسفۀ شیخ‎الرئیس، از ساحت‎های «نااندیشیده» به‌شمار می ‎آید. در این نوشتار کوشش خواهیم کرد تا دو مسئلۀ بسیار مهم مزبور را که تاکنون متأسفانه در ابن‏سیناپژوهی مورد غفلت واقع شده است، بررسی و تحلیل نموده و أبعاد ابداعات و دستاوردهای مهم بوعلی در حوزۀ اخلاق را آشکار نماییم. یکی از ابداعات خاص ابن‎سینا در باب اخلاق، مطرح‏ساختن رهیافت تلفیقی ملاک‏ها در سنجش درستی و نادرستی کنش‎های اخلاقی و فهم خاستگاه‎های «شایست و ناشایست» أعمال آدمیان است. نه تنها التفاتی صحیح به این رویکرد در بررسی اندیشه‎های ابن‏سینا در باب اخلاق نشده است، بلکه می‎توان ادعا کرد که همانند نظریۀ «زمینه‎مندی عرفی» دستگاه اخلاق در فلسفۀ شیخ‎الرئیس، از ساحت‎های «نااندیشیده» به‌شمار می‎آید. در این نوشتار کوشش خواهیم کرد تا دو مسئلۀ بسیار مهم مزبور را که تاکنون متأسفانه در ابن‏سیناپژوهی مورد غفلت واقع شده است، بررسی و تحلیل نموده و أبعاد ابداعات و دستاوردهای مهم بوعلی در حوزۀ اخلاق را آشکار نماییم.