تحلیل میکمک جهت شناخت رویکرد سایکودینامیک درکارکردهای کیفی حسابرسان: تحلیل ماتریس قطبی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
3 استادیار، گروه مدیریت، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
doi
چکیده
لذا هدف این پژوهش، شناخت رویکرد سایکودینامیک درکارکردهای کیفی حسابرسان به واسطه تحلیلهای گرندد تئوری و تحلیل ماتریس قطبی میباشد تا در چارچوب نمودار میکمک، تاثیرگذاترین عامل شکلدهنده و ترویجدهندهی سایکودینامیک در حسابرسان مشخص گردد. جامعهی آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از متخصصان حسابداری بودند، معیار انتخاب مصاحبهشوندگان، داشتن تجربه حرفهای حسابرسی چه از منظر تحصیلات دانشگاهی و چه از منظر بررسی صورتهای مالی و احاطه به پژوهشهای کیفی و آشنایی با روند مصاحبهگری آن بود حال آنکه در بخش کمی تعداد ۲۰ نفر از حسابرسان براساس تجربه و دانش فنی برحسب روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به منظور پرنمودن پرسشنامههای ماتریسی مشارکت داشتند. نحوه جمعآوری داده برحسب روششناسی کیفی از طریق تحلیل تئوری زمینهای (تحلیل داده بنیاد) بود که با انجام مصاحبه دادههای لازم جمعآوری گردید و بعد از کدگذاری مدل پژوهش براساس چارچوب تئوریک طراحی شد. سپس به منظور ارزیابی سطح پایایی از تحلیل دلفی با هدف رسیدن به کفایت نظری مولفههای اصلی پژوهش استفاده شد تا در نهایت در بخش کمی مقایسه زوجی و قطری بین مولفههای شکلگیری سایکودینامیک در حسابرسان در چندین مرحله انجام گرفت تا براساس آن، نمودار تحلیلی میکمک ارائه گردد. نتایج پژوهش نشان داد، در بخش کیفی از وجود دو مقوله و ۵ مولفه فرعی حکایت دارد. همچنین نتایج در بخش کمی مشخص ساخت، تاثیرگذاترین عامل در شکلگیری یا ترویج سایکودینامیک در حسابرسان، مجموعه عوامل شغلی میباشد که از طریق تاثیرگذاری منفی بر انگیزههای شغلی، بر توسعه سایکودینامیک در کارکردهای کیفی حسابرسان نقش ایفا مینمایند.